درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٣ - فی احوال متعلقة بالسرعة و البطؤ
بعد خود آقای طباطبایی نظریهای در باب سرعت و بطؤ دارند که بیان آن را میگذاریم برای فصلهای آینده، چون باید روی آن فکر کرد.
مسأله چهارم: مراتب سرعت و بطؤ
مسأله بعد این است: مرحوم آخوند میفرماید: حال که قبول کردیم تقابل سرعت و بطؤ تقابل تضاد است و از طرف دیگر در باب تضاد گفته شده است که از جمله احکام متضادین این است که اضداد قابل شدت و ضعفاند و مراتب دارند[١] ، باید ببینیم مراتب سرعت و بطؤ چه مراتبی است. پس باید برای سرعت نهایت مرتبهای قائل شویم و برای بطؤ هم نهایت مرتبهای قائل شویم و این مسأله خیلی مهمی است که مرحوم آخوند به سادگی آن را طرح کردهاند و فعلا رد شدهاند و ما در آینده میتوانیم در مورد آن بحث کنیم. گفتیم که سرعت نسبت به بطؤ یعنی مسافت را در زمان کمتر طی کردن. مسافت بین زمین تا خورشید را اگر یک لاک پشت بخواهد طی کند زمان وسیعی میخواهد، یک اسب دونده در زمان کمتری طی میکند، یک اتومبیل در زمان کمتری، یک هواپیما در زمان کمتری، یک آپولو در زمان کمتری، و در میان حرکتهایی که تا الان بشر کشف کرده، حرکت نور زمان کمتری حدود هشت دقیقه و چند ثانیه میخواهد.
فلاسفه میگویند: ولی سرعتِ بیش از این هم میتوان فرض کرد و از نظر حرکت نمیشود گفت که سرعتِ بیش از این قابل فرض نیست. میشود همین حرکت نور را در نصف این مدتِ حدود هشت دقیقهای فرض کرد، میشود در ربع این مدت فرض کرد، میشود در ثُمن این مدت فرض کرد، میشود در یک ثانیه یا یک صدم ثانیه فرض کرد، میشود... . آیا به حدی میرسد؟ اگر زمان به صفر برسد دیگر حرکت وجود ندارد؛ چون حرکت بدون زمان محال است؛ چون زمان یک بُعد حرکت است. شیئی که این مسافت را طی میکند هر مقدار حرکت آن کندتر باشد بُعد زمانیاش وسیعتر است و هر چه تندتر باشد بُعد زمانیاش کوچکتر میشود، ولی اگر به صفر برسد معنایش این است که بُعد زمانی ندارد و اگر بُعد زمانی نباشد حرکت ندارد. حال آن حداقل زمان ممکن برای حرکت چیست؟
از آن طرف اگر زمان بخواهد بیشتر باشد ]چگونه میشود؟[ یک مسافت یکمتری
[١] . مثلا سفيدی و سياهی كه متضاديناند هر كدام مراتبی دارند.