درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٢ - فی احوال متعلقة بالسرعة و البطؤ
میکرده و امروز با سرعت هشتاد کیلومتر در ساعت. در اینجا میگوییم این اتومبیل امروز سریعتر از دیروز حرکت کرده و حال آنکه حرکتِ دیروز دیگر وجود ندارد. بنابراین چنین نیست که «سرعت» در وجودش، به وجود بطیء احتیاج داشته باشد و باید بطیء وجود داشته باشد تا سریع وجود داشته باشد، بلکه حتی اگر وجود بطیء را فرض کنیم باز میتوانیم بگوییم حرکت امروز از حرکت فرضی دیروز سریعتر است. پس تقابل بین سریع و بطیء تقابل تضایف هم نیست.
بعد میگویند: ما چهار نوع تقابل بیشتر نداریم: ایجاب و سلب، عدم و ملکه، تضایف و تضاد. وقتی این سه تقابل نبود پس تقابل چهارم است.
نقد بیان مرحوم آخوند در تقابل بین سریع و بطیء
این بیان بیان درستی نیست؛ یعنی روی مبنای خود مرحوم آخوند هم درست نیست. ما هیچ دلیلی نداریم که تقابلها از چهار نوع نمیتواند بیشتر باشد؛ این یک استقراء است نه برهان. بهترین دلیل بر این مطلب این است که خود مرحوم آخوند در باب تقابل میان وحدت و کثرت بحث مفصلی میکند که تقابل وحدت و کثرت آیا تقابل ایجاب و سلب است یا عدم و ملکه یا تضایف و یا تضاد؟ در آنجا میگوید «بین وحدت و کثرت هیچ کدام از این چهار قسم تقابل نیست» و در آخر قبول میکند که بین این دو، نوع پنجمی از تقابل است.
بیان علامه طباطبایی در نقد مرحوم آخوند
آقای طباطبایی هم اینجا در حاشیه میفرمایند: «آنچه در اینجا برای بیان تقابل میان سریع و بطیء ذکر شده صحیح نیست» ولی ایشان از راه دیگری وارد میشوند و میفرمایند: همان طور که آن سه نوع تقابل در اینجا صدق نمیکند تقابل تضاد هم صدق نمیکند؛ چون شما در تعریف تضاد میگویید «بینهما غایة الخلاف» و لهذا در میان رنگها نمیگویید «بین زردی و قرمزی تضاد است» چون بین این دو نهایت خلاف نیست، ولی میگویید «میان سفیدی و سیاهی تضاد است». در باب سرعت و بطؤ، هر سرعتی را شما در نظر بگیرید بالاتر از آن، سرعتی یافت میشود، و نیز هر بطؤی را در نظر بگیرید کمتر از آن هم فرض میشود. بنابراین نمیتوانیم بگوییم بین سرعت و بطؤ تضاد است؛ چون بین این دو، غایت خلاف نیست.