درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧١ - فی الوحدة العددیة و النوعیة و الجنسیة للحرکة
ولی از نظر مرحوم آخوند علت قضیه این است که «حرکت» از سنخ وجود است نه از سنخ ماهیت، و چون از سنخ وجود است بر همه مقولات عارض میشود و دلیل بر رد شیخ اشراق هم همین است؛ یعنی اگر «حرکت» خودش مقولهای خاص میبود دیگر نمیتوانست با کیف کیف باشد، با کمّ کمّ باشد، با أین أین باشد، با وضع وضع باشد و با جوهر هم جوهر باشد. پس چون مقوله نیست و از سنخ وجود است میتواند با همه مقولات متحد باشد.
بنابراین جسم واحد در آنِ واحد دو حرکت أینی یا دو حرکت وضعی یا دو حرکت کمّی و یا دو حرکت کیفی نمیتواند داشته باشد، اما حرکتهای مختلف از مقولات مختلف در آنِ واحد برای آن مانعی ندارد.
آیا برای تشخص «حرکت» وحدت مبدأ و منتها و محرک، لازم نیست؟
مکرر گفتهایم که حرکت به چند چیز احتیاج دارد: موضوع (ما به)، زمان (ما علیه)، مسافت (ما فیه)، مبدأ (ما منه)، منتها (ما إلیه) و محرک (ما عنه). معلوم شد که برای وحدت و تشخص حرکت، وحدت موضوع، زمان و مسافت[١] ضروری است.
میرویم سراغ آن سه امر دیگر. آیا وحدت «ما منه» و «ما إلیه» برای تشخص حرکت لازم نیست؟ حاجی در حاشیه، مطلب را طوری بیان میکنند که معنایش این است که برای تشخص حرکت، وحدت «ما منه» و «ما إلیه» هم لازم است و حتی میگویند «در عبارت مرحوم آخوند قصور است و باید اینها را هم میگفت». خلاصه اینکه لازمه حرف حاجی این است که برای تشخص حرکت، لازم است موضوع و زمان و مسافت و مبدأ و منتها همگی وحدت داشته باشند.
ولی به نظر من حاجی اینجا دچار اشتباه شدهاند و حرف مرحوم آخوند این نیست. ]وحدت[ «ما منه» و «ما إلیه» ملاک نوعیت حرکت است نه ملاک شخصیت حرکت؛ البته حاجی هم این را قبول دارد ولی میگوید لازمهاش این است که وحدت این دو، ملاک شخصیت حرکت هم باشد. حرف ما این است که این طور نیست. ما وقتی میگوییم «موضوع و زمان و مسافت ملاک تعدد است» معنایش این است که اگر موضوع و زمان و مسافت تشخص پیدا کردند «حرکت» وحدت شخصی دارد اعم از اینکه مبدأ و
[١] . يعنی مقولهای كه حركت در آن صورت میگيرد.