درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٢
اعتراض به مرحوم آخوند
در اینجا معترض حق دارد به ایشان اعتراض کند که شما که مبنای دیگری دارید و خودتان هم میگویید «روی مبنای ما مسائل را طور دیگری باید تحلیل کرد و طور دیگری باید این سوال و جوابها را مطرح کرد»، آیا بهتر نبود به جای اینکه به حرفهای خواجه بپردازید و بعد به ایرادهایی که دیگران به خواجه وارد کردهاند و بعد به یک سلسله جوابهایی که روی همان مبانی به معترضینِ به خواجه دادهاید، به جای اینها مطلب را روی مبنای خودتان مطرح میکردید؟! شما همه مطالب را روی مبانی دیگران گفتهاید و بعد میگویید: «ولی روی مبانی ما طور دیگری باید مطلب را مطرح کرد» و تازه چیزی هم بیان نمیکنید. حق این بود که شما مطلب را روی مبنای خودتان طرح و حل میکردید، آنوقت اشاره میکردید که دیگران در اینجا مبنای دیگری دارند.
ما در آخر که میخواهیم اصل مطلب را بررسی کنیم، باید ببینیم که روی مبنای مرحوم آخوند، در اینجا چه میشود گفت. از این مطلب بگذریم.
اشکال چهارم
اعتراض دیگر معترض این بود: شما گفتید محدِّد (یعنی آن که به حرکت حد و تعین میدهد و آن را در یک مرتبه معین قرار میدهد) یا علت فاعلی است، یا علت قابلی، یا میل و یا معاوق. بعد گفتید: علت قابلی و علت فاعلی نمیشود محدد باشند، میل هم اگرچه شدت و ضعف را قبول میکند ولی نمیتواند منشأ تحدید حرکت باشد. اشکال این است: چرا میل نمیتواند منشأ تحدید حرکت باشد؟ خود شما (خواجه) در جای دیگر شرح اشارات گفتهاید که میل میتواند منشأ شدت و ضعف سرعت باشد؛ یعنی میشود علتِ سرعت زیادتر، میل شدید باشد و علت سرعت کمتر، میل ضعیف.
جواب
مرحوم آخوند میگوید: جواب این هم واضح است. ما هم قبول داریم که میل شدید سرعت بیشتری ایجاد میکند و میل ضعیف سرعت کمتری، ولی آنوقت بحث بر سر خود میل خواهد بود که منشأ شدت و ضعف میل چیست؟ این تازه اول بحث است و خودش باید حل شود؛ چون اینکه «فاعل در ذات خودش اقتضای حرکت غیرمتناهی دارد» به این معناست که فاعل اقتضا دارد حد اکثر شدت میل را. پس همان طور که به محدِّد برای