درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٣
اینکه در آن، مبدأ حرکت در جانب خلاف باشد؛ یعنی قوه کمتری میخواهد. این مطلب تا اینجا، یک امر بدیهی است.
از این مطلب میخواهند این طور نتیجه بگیرند که مسأله مقدار و سرعت حرکت، بستگی دارد به قوهای که بر جسم وارد بیاید. فرض کنید گلولهای را از این طرف اتاق به آن طرف به حرکت در میآوریم. یک وقت این گلوله تا ٥ متر حرکت میکند و بعد میایستد، و یک وقت تا ١٠ متر. مسلما قوههایی که در این دو حرکت بر این گلوله وارد شده است متفاوت است و قوهای که آن را ١٠ متر به حرکت درمیآورد بیشتر است از قوهای که آن را ٥ متر به حرکت در میآورد.
اگر زمان را در نظر بگیریم قوهای که بر جسمی وارد میشود و آن را به حرکت درمیآورد، یک وقت آن را إلی الأبد به حرکت در میآورد، یک وقت یک سال، یک وقت یک ساعت. پس این قوه ها مختلفاند؛ چون نمیشود قوه یکسان آثار متفاوت داشته باشد.
اما اگر شدت را در نظر بگیریم، آن هم همین طور است. یک وقت این گلوله را که به حرکت در میآوریم، در هر ثانیه ٥ متر حرکت میکند، یک وقت ١٠ متر یا یک کیلومتر یا بیشتر یا کمتر.
]پس بحث بر سر این است که[ ریشه این اختلاف حرکتها از نظر مسافت، یا از نظر زمان، یا از نظر شدت و یا از نظر عدد (یعنی چند بار یک شئ را به حرکت درآوردن) چیست؟
ممکن است کسی این طور بگوید: جسم بما أنّه جسمٌ (یعنی حجم و وضعش هرچه میخواهد باشد) برای حرکت، احتیاج دارد به قوةٌ مّا[١] ؛ یعنی اگر جسمی به اندازه همه عالم هم باشد (مثلا به اندازه فلک الأفلاکی باشد که قدما قائل به آن بودند) برای حرکت آن، کوچکترین مقدار قوه کافی است.
شاید در جواب گفته شود: این طور نیست؛ ابعاد جسم، در نیاز جسم به مقدار قوهای که باید روی آن کارگر افتد، مؤثر است[٢] ؛ جسم بزرگ قوه بیشتری میخواهد و جسم کوچک قوه کمتری. تازه مسأله تنها حجم و ابعاد نیست، بلکه این که حرکت چه سرعتی
[١] . يعنی احتياج دارد به مسمّای قوه.
[٢] . امروزيها خيلی روی اين حرف تأكيد میكنند.