درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٤ - فی تحقیق مبدأ الحرکة القسریة
فخر رازی را تغییر داده است[١] . فخر رازی گفته: گاهی حرکت وضعی قسری ناشی از تعارض میان دو حرکت است. بعد مثال زده به سبیکه مذابه (مثلا طلای مذاب). ما چون سبیکه مذابه را ندیدهایم نمیدانیم طرز حرکتش چگونه است، ولی اگر سبیکه مذابه را ندیدهایم دیزی آبگوشت را که دیدهایم[٢] . او میگوید :
وقتی که سبیکه مذابه را حرارت میدهید، نتیجه این حرارت، حرکت تصاعدی این سبیکه است. (در مثال ما ، نخود ته دیگ معلّق میزند میآید بالا.) یک مقدار که ]این سبیکه مذابه[ بالا میرود باز آن میل طبیعی (یعنی ثقلی که این شئ دارد) آن را به طرف پایین میکشد، ولی نمیتواند روی همان خطی که بالا رفته پایین بیاید چون روی آن خط مرتّبآ مقدار دیگری از سبیکه مذابه است. در نتیجه این ]سبیکه مذابه[ به دور خودش میچرخد. پس این ]سبیکه[ در وقتی که میجوشد حرکتِ رو به بالایی دارد و حرکت رو به پایینی، و نتیجه تعارض این دو حرکت این است که به دور خودش میچرخد[٣] .
آیا حرکت کمّی میتواند قسری باشد؟
و اما حرکتهای دیگر؛ آیا حرکت کمّی قسری وجود دارد[٤] ؟ این آقایان مثال زدهاند
به تورّمها. نموّ یک گیاه یا حیوان، یک حرکت کمّی طبعی است، اما اگر جسم تورّم کند (گاهی بدن حیوان ورم میکند) این هم یک ازدیاد کمّی است ولی ازدیاد کمّیای است که نتیجه طبیعت نیست، بلکه نتیجه یک عامل قاسر از بیرون است.
آیا حرکت کیفی میتواند قسری باشد؟
حرکت کیفی چطور؟ حرکت کیفی طبعی همین حرکتهایی است که مثلا میوهای رنگ و طعم و بویش تغییر میکند. برای حرکت کیفی قسری مثال میزنند به آبی که با عامل بیرونی گرم میشود. به عقیده قدما در طبع آب برودت است و به طبیعت خودش تمایل به سوی گرما ندارد، ولی با عامل قاسر گرم میشود؛ یعنی این کیفیت (گرما) را پیدا میکند
[١] . حقيقت اين است كه من اين عبارت را آن طور كه بايد، نفهميدم.
[٢] . [خنده استاد.]
[٣] . همان طور كه گفتيم، عبارت در اينجا مفهوم نيست.
[٤] . وجود داشتن يا وجود نداشتن اين حركات مسأله مهمی نيست؛ آنچه مهم بود بحث حركت أينی بود.