درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠١ - فی احوال متعلقة بالسرعة و البطؤ
ندارد. ولی از طرف دیگر امکان ندارد جسم طبیعی در خارج وجود داشته باشد بدون اینکه هیچ یک از این تعینات را داشته باشد. اگر بگوییم «جسم طبیعی غیرمتناهی محال نیست» یکی از تعینات جسم طبیعی، غیرمتناهی بودن است و اگر آن را محال دانستیم بالاخره هر جسم طبیعی دارای مقدار[١] معینی است ولو در حال حرکت و نمو باشد[٢] .
حال اگر جسم را با تعین و مقدار خاص در نظر بگیریم میشود: جسم تعلیمی. پس جسم طبیعی و جسم تعلیمی، در خارج دو چیز و موجود به دو وجود نیستند، بلکه اگر جسم را بدون تعین خاص در نظر بگیریم میشود جسم طبیعی، و اگر با تعین خاص در نظر بگیریم میشود جسم تعلیمی.
حال میگوییم: حرکت و زمان هم همین طورند. اگر حرکت را مطلق و مبهم در نظر بگیریم و به مقدار زمانیاش کاری نداشته باشیم اسمش میشود «حرکت»، ولی اگر حرکت را با تعینش در نظر بگیریم[٣] میشود «زمان». فرق حرکت با زمان نظیر فرق اصطلاح خط با اصطلاح نیم خط و پاره خط است[٤] . در هندسه وقتی میگوییم «خط» نظر نداریم به این که «آیا از یک طرف یا دو طرف محدود است یا نه؟»، یعنی خط را مطلق در نظر گرفتهایم. ولی وقتی میگوییم «نیم خط» خط را با قید محدودیت از یک طرف در نظر گرفتهایم و وقتی میگوییم «پاره خط» خط را با قید محدودیت از دو طرف در نظر گرفتهایم. خط در خارج بالاخره یا نیم خط است یا پاره خط[٥] ، یعنی یا با این تعین است یا با آن تعین، اما شما در اعتبارات عقلی خودتان یکوقت خط را بلاتعین و قطع نظر از تعیناتش در نظر میگیرید و یک وقت با تعین خاص در نظر میگیرید. حرکت و زمان هم از این قبیلند.
مرحوم آخوند میگوید وقتی که دانستیم نسبت حرکت و زمان چنین نسبتی است و این دو در خارج یکی هستند نه دو تا و حتی در خارج عارض و معروض نیستند بلکه عروضْ در ظرفِ عقل است و خلاصه حرکت عین زمان است و زمان عین حرکت، و زمان
[١] . «مقدار» يعنی طول و عرض و عمق.
[٢] . قبلا گفتهايم كه جسم طبيعی در حال نمو، هر آنی دارای يك مقدار معين است.
[٣] . مثلا بگوييم «حركت غيرمتناهی» يا «حركت متناهیای كه مقدار زمانیاش يك ساعت است».
[٤] . اين اصطلاحات در كتابهای ابتدائی هندسه مطرح است.
[٥] . خط غير متناهی در عالم نداريم.