حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٠ - کار در اسلام
کار، معلم و آموزنده است و به عقل قوّت و انتظام میبخشد
چهارم این که کار، معلم و آموزنده است. آدمی علم خود را از عمل بهدست آورده است. آدمی هرچه بیشتر کار و عمل کند، بر معلومات و اطلاعات و تجربیاتش افزوده میگردد[١] . کار به عقل قوّت و انتظام میبخشد. در اثر کارهای مقرون به تجسس و کاوش است که عقل آدمی به نظام اسباب و مسبّبات و علت و معلول جهان پی میبرد و هر چیزی را از راه علتش جستجو میکند. به عبارت دیگر کار، انسان را به سنن خطیر عالم مؤمن میکند و هرج و مرج فکری ]را[ و این که هیچ چیز شرط هیچ چیز نیست از انسان میگیرد.
کار مانع هجوم اندوهها و غصهها و زداینده آنهاست
پنجم این که کار مانع هجوم اندوهها و غصههاست. سرگرمی به کار موجب میگردد که اگر آدمی اندوهی داشته باشد به سراغ او نیاید؛ کم کم آنها را بکلی فراموش میکند و از یاد میبرد.
کار کانون لذت است
کار، گذشته از این که زداینده غم و صیقل دهنده روح است کانون لذت و بهجت است و به دل شادی میدهد، خصوصا اگر جنبه هنر و صنعت و خلاقیت و فنّانیت و ابتکار داشته باشد. انسان به اثر فنی و علمی خود ـ مثلا تألیفات و آثار معاشی و صنایع ـ همواره عشق میورزد و از دیدن آن لذت میبرد، همان گونه که از دیدن فرزند خود لذت میبرد.
کار، هم اثر مادی دارد و هم اثر معنوی؛ هم مایه معیشت آدمی است
[١] . يكی از حكمای جديد گفته است: «انسان نمیتواند بدون رفتار فكر كند و بدون فكررفتار نمايد و هر چيز كه انديشه را از كردار تفكيك كند ناهنجار و شوم است.»