حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٠ - غذای روح
سازد، یعنی حالتی را به وجود آورد که صد در صد از زندگی راضی باشد و به زندگی علاقهمند و دلگرم باشد، زیرا مایه دلگرمی روح این امور نیست.
برای بعضی از مردم موجب تعجب میشود وقتی که میشنوند که فلان مرد یا فلان زن که تمام وسایل زندگی برای آنها فراهم است و دیگران آرزوی داشتن زندگی مانند زندگی آنها را دارند، از وضع خود ناراحتند، دائما در تشویش و نگرانی و ناراحتی به سر میبرند و حتی بعضی از آنها تصمیم به عمل ضد عقل و ضد دین و ضد شرافت که اسمش خودکشی است میگیرند؛ تعجب میکنند که چرا اینها ناراضیاند، مگر دیوانه شدهاند؟! ولی برای یک نفر عالم معرفةالروحی و روانشناس هیچ تعجب و شگفتی نیست، زیرا نتیجه پرداختن به لذات مادی و بدنی و واگذاشتن جنبههای احتیاج روحی جز این نیست. بدون شک هر کس که دلش به شعله ایمان گرم نیست و از برق امید روشن نیست و به زینت علم و اطلاع مزین نیست، نمیتواند واقعا خوشبخت و راضی باشد.
اپیکور از دانشمندان بنام جهان است که در قرن چهارم قبل از میلاد میزیسته و در فلسفه زندگی نظریه خاصی دارد. اپیکور اصل زندگی را لذت میداند، یعنی مقیاس خوبی و بدی را لذت میداند و میگوید: فقط آن چیزی خوب است که لذت بیشتری تولید کند، و همین نظریه وی در باب لذت سبب شده است که عیاشی را اپیکوری نام نهادهاند.
این دانشمند در عین حال اظهار عقیده میکند که تنها با عیاشیهای حاصل از می و معشوق و بازی و تفریح نمیتوان به لذت کامل رسید؛ لذت کامل آنوقتی به انسان دست میدهد که ظرفیت روح اشباع شود و ظرفیت روح با علم و کمال و عزت و مناعت اشباع میشود.
لهذا اپیکور شخصا از دنبالگیری عیاشی و شهوترانی احتراز داشت