حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠١ - هر چیز، ظاهری دارد و باطنی
علی و آل علی برای حفظ دیانت از هیچ گونه فداکاری دریغ نکردند. عمل فرزند بزرگوار علی، حضرت ابا عبدالله الحسین علیهالسلام بهترین شاهد و گواه بر مطلب است. ابا عبدالله به کاری اقدام کرد که از نظر خودبینان خودکشی و انتحار بود، زیرا کشته شدن آن حضرت در این سفر به قدری واضح بود که نه تنها خودش بلکه هر کس میشنید تصدیق میکرد. پی در پی میآمدند و آن حضرت را از این مسافرت منع میکردند و دلیلشان این بود که جانش در خطر است، اما ابا عبدالله به این سخنان گوش نمیداد و دلیلش این بود که جانِ جانش در خطر است. ابا عبدالله ثابت و مدلّل کرد که در مقام مبارزه با کفر و عوامل ضد دین و در مقام امر به معروف و نهی از منکر تا پای جان باید رفت. آخرالامر در جواب یکی از آن کسانی که اصرار میکرد که آن حضرت از این سفر خودداری کند، این اشعار را قرائت کرد که گوینده آن یک مرد انصاری است و هنگامی که برادرش او را از یاری کردن پیغمبر منع میکرد انشاء کرده بود :
سَأمضی وَ ما بِالْـمَوْتِ عارٌ عَلَی الْفَتی اِذا ما نَوی حَقّآ وَ جاهَدَ مُسْلِما
وَ واسَی الرِّجالَ الصّالِحینَ بِنَفْسِهِ وَ فارَقَ مَثْبورآ وَ خالَفَ مُجْرِما
فَاِنْ عِشْتُ لَمْ أنْدَمْ وَ اِنْ مِتُّ لَمْ اُلَمْ کفی بِک ذُلّاً أنْ تَعیشَ وَ تُرْغَما
یعنی من حتما خواهم مرد، مرگ برای جوانمرد در صورتی که ]نیت[ خیر داشته باشد و با عشق و علاقه بخواهد جهاد کند عیب و عار نیست، مرگ برای کسی که میخواهد قدم جای قدم مردان شایسته بگذارد و از شقاوتکاری دوری گزیند و با گناهکاری مخالفت ورزد ننگ نیست بلکه افتخار است، من اگر در این سفر زنده بمانم نکوهشی برایم نیست و اگر هم بمیرم جای سرزنش نیست، این ذلت برای تو کافی است که زنده