حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣ - سیره رسول اکرم
به افکار و عادات کهنه آنها آنان را عصبانی میساخت و عواطفشان را مجروح مینمود. لهذا به سختی مخالفت میکردند و با قساوت و بیرحمی در اذیت و آزار پیغمبر و پیروان معدودش کوشش مینمودند. عدهای از خویشاوندان نزدیک پیغمبر مانند عمویش ابولهب در این کارها پیشقدم بودند. دو تن از دختران خدیجه، زن پسرهای ابولهب بودند. ابولهب روی همین تعصبهای جاهلانه، فرزندان خود را وادار نمود که آنها را طلاق دهند.
طبقه اشراف و ثروتمندان که علاوه بر آن جهت، حیثیت و ثروت خویش را در مخاطره میدیدند، بیش از دیگران برای نابود کردن و جلوگیری از بسط نفوذ و توسعه اسلام قدرت خویش را به کار میبردند. بالاخره وسایل مادی آن روز علیه پیشرفت و توسعه دین مقدس مجهز شده بود و آماده بود که این ندا را در حنجره گویندهاش خاموش نماید.
از طرفی پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم فاقد همه گونه وسایل مادی بود؛ نه ثروت داشت، نه حکومت و نه عشیره که از او حمایت نمایند.
در یک مجلسی که پیغمبر به امر خدا تمام خویشاوندان خود را جمع نمود و آنها را دعوت و اتمام حجت نمود، با آنکه تمام جمعیت به صداقت و امانت و حسن سابقه آن حضرت اعتراف نمودند، غیر از یک طفل دوازده ساله یعنی علی بن ابیطالب علیهالسلام ]کسی دعوت او را نپذیرفت،[ دیگران یا سکوت کردند یا کلماتی به عنوان سخریه و استهزاء گفتند و از مجلس متفرق شدند.
هیچ قدرت مادی از پیغمبر حمایت نمیکرد. با این حال پیغمبر اکرم با همان تجهیزات معنوی که خداوند به او عنایت فرموده بود قیام کرد و از غوغا و شورش و استهزای مردم بیم نکرد و به انجام مأموریتی که خداوند به عهدهاش گذاشته بود پرداخت. اخلاق و رفتار و گفتار پیغمبر و