حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤ - سیره رسول اکرم
مخصوصا آیات کریمه قرآن که بر مردم میخواند به قدری مؤثر و جالب بود و افراد را مطیع و منقاد میساخت که دشمنانش چارهای ندیدند جز آن که بگویند او ساحر است و با این کلمات جادو میکند.
پیغمبر جادو نمیکرد، بلکه با گفتارهای آسمانی خود طلسمهای کهن را که در اثر عوامل نادانی و بیخبری پیدا شده بود پاره میکرد. پیغمبر با بیان حقایق به خردها نیرو میبخشید و افکار را تکان میداد.
پیغمبر عملا ثابت کرد که ممکن است بشر قوی و مقتدر باشد و قوّت و اقتدار خود را برای تقویت ضعیفان و کمک به بینوایان به کار ببرد، رنج خود و راحت یاران بطلبد.
در اواخر عمر پیغمبر که اسلام بر همه جزیرةالعرب و قسمتی از خارج جزیرةالعرب سیادت میکرد و قدرتهای مادی آن منطقه مسخّر قدرت معنوی و الهی رسول اکرم شده بود، اصحاب و یاران پیغمبر صلّی الله علیه و آله میدیدند که آن حضرت فقط در فکر سعادت بشر است و همه را مانند یک پدر رئوف و مهربان به یک چشم مینگرد.
قرآن کریم این طور پیغمبر را توصیف میکند: لَقَدْ جاءَکمْ رَسولٌ مِنْ اَنْفُسِکمْ عَزیزٌ عَلَیهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیکمْ بِالْـمُؤْمِنینَ رَؤفٌ رَحیمٌ[١] یعنی پیغمبری از جنس خود شما برای شما آمده است که بدبختیها و مشتقهای شما بر او گران و ناگوار است؛ کوشاست که شما را از این مشقتها نجات دهد و مخصوصا نسبت به مؤمنین مهربان است. مسلمانان با عمل و تجربه یافته بودند که رسول اکرم به آسایش آنها بیش از آسایش خودش علاقهمند است.
روزی یکی از ثروتمندان در محضرش نشسته بود. مرد فقیری از در رسید و آمد که پهلوی مرد ثروتمند بنشیند. او خودش را به کناری کشید
[١] . توبه / ١٢٨.