حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤ - سیره رسول اکرم
احوال و تاریخ زندگانی آورنده آن نیز بی اطلاعیم و در میان ما کمتر کسی پیدا میشود که کوچکترین اطلاع صحیحی از احوال پیغمبر خود داشته باشد.
امیرالمؤمنین علی علیهالسلام که از طفولیت در دامن پیغمبر بزرگ شده بود و از همه مردم به احوال پیغمبر آگاهتر و از همه به آن حضرت مؤمنتر بود، میفرمود که پیغمبر از همه مردم دست بازتر و پرجرئتتر و راستگوتر و خوش معاشرتتر بود. اگر کسی ابتدائا به آن حضرت برخورد مینمود تحت تأثیر هیبتش واقع میشد، اما اگر کمی معاشرت مینمود علاقهمند و مجذوب میشد. پیغمبر در معاشرت حاضر نبود امتیازی برای خودش قائل شود و از کسی که برای خودش از دیگران امتیازی قائل میشد خوشش نمیآمد.
در خلال یکی از مسافرتها که عدهای از یاران همراه بودند، بنا شد گوسفندی برای غذا آماده نمایند. یکی از اصحاب گفت: سر بریدن گوسفند با من. دیگری گفت: پوست کندن آن با من. سومی گفت: پختن آن با من. پیغمبر فرمود: گردآوردن هیزم با من. اصحاب عرض کردند: یا رسولَ الله! لازم نیست شما زحمت بکشید، ما خودمان انجام میدهیم. فرمود: میدانم شما انجام میدهید، لکن من کراهت دارم که از شما امتیاز داشته باشم. خداوند خوش ندارد که بندهاش را در میان عدهای از یاران، با امتیاز خاصی ببیند: اِنَّ اللهَ یکرَهُ مِنْ عَبْدِهِ أنْ یراهُ مُتَمَیزآ بَینَ أصْحابِهِ[١] . لهذا شخصا به دنبال گردآوردن هیزم رفت و حاضر نمود.
پیغمبر در کارهای شخصی اعتماد به غیر نمیکرد و دیگران را نیز از اتکاء به غیر نهی میکرد. روزی در یکی از مسافرتها از شتر فرود آمد و برای انجام مقدمات نماز روانه شد. پس از لحظهای مراجعت کرد.
[١] . كحل البصر محدث قمی، ص ٦٨.