ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٢٤ - وصال- ميرزا محمد شفيع
كه همهشان از ارباب كمال بودهاند و بطور اجمال تذكر ميدهد:
پسر اول وصال: ميرزا احمد وقار، شرح حال او را با شرح حال اجمالى دو پسرش حسين همت و ميرزا محمد شفيع عشرت تحت عنوان وقار تذكر خواهيم داد.
پسر دويم: ميرزا محمود- علاوه بر آنچه بطور اجمال تحت عنوان حكيم شيرازى نگارش يافته گوييم كه او نخست تخلّص طوبى داشته و چون بآموختن حكمت الهى و طبّ يونانى پرداخت به حكيم تخلّص نمود. در خط نستعليق مهارتى بسزا داشت خصوصا با قلم خفى بسيارش نيكو مينگاشت، كتاب مثنوى مولوى و ديوان خاقانى و انورى و خواجه حافظ را با آن خط زيبا نوشته و در اثناى مسافرت هندوستان (كه با برادر خود ميرزا احمد وقار فوق همسفر بوده) بدرخواست آقا خان محلاتى ديرى در بمبئى اقامت كرده و مشغول نوشتن مثنوى و ديوان خواجه بودهاند. علاوه بر نويسندگى بمعالجه و طبابت بيماران نيز مشغول و وقار نيز بتدريس اشتغال داشت، بعد از مراجعت بشيراز، با دختر نايب الصّدر رحمتعلى شاه ازدواج كرد، پسرى از وى بوجود آمد كه نامش عبد اللّه و تخلّص شعريش رحمت بود. سال وفات حكيم و بعضى از اشعار او تحت عنوان حكيم شيرازى مذكور شد و شرح حال عبد اللّه مزبور را نيز بطور خلاصه بعنوان رحمت نگاشته و باز هم گوئيم كه او بسال هزار و دويست و هفتادم هجرت متولد شد، در چهار سالگى از پدر يتيم ماند، بسرپرستى عموى خود ميرزا احمد وقار فوق تربيت يافت، در آغاز جوانى بتحصيل ادبيّات و رياضيّات و طب پرداخت، خطّ نسخ را نيز نزد عموى ديگرش ميرزا اسمعيل توحيد تكميل و بنگارش قرآن و دعوات مشغول شد، طبعى روان نيز داشته و شعر كم ميگفت، لكن هرچه گفته نغز و شيوا بوده است. بيشتر عكس ميرزا محمود حكيم شيرازى نقل از كتاب گلشن وصال- ٢٩