ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢١٨ - نعيمى- سيد شاه فضل
مثل تو در اين مورد ماننده آن موشى است كه به خم شراب افتاد، خورد و مست شد، در حال مستى ميگفت كجايند آن گربههاى ستمكار و غدّار پس در عين حال گربهاى پديدار شد، موش بمجرّد ديدن آن بيهوش ماند و گفت: مست، مؤاخذه با اقوالش نميشود.
حالا اى نعمانى تو هم از خم شراب محبّتهاى اين پادشاه خورده و مست شده و ميدان را خالى ديده و ميگوئى كجايند علما و ادبا. نعمانى كيفر آن نيّت بدو سوء قصد خود را ديده و جوابى نداده و آن عزّت و احترامى را كه نزد عزيز داشته از دست داد، ناچار منزوى شد و تا آخر عمر در مدرسه امير اسدى مشغول تدريس فقه حنفى گرديد. اين قضيه در ميان عوام انتشار يافته و در بازار و مجالس و محافل نقل مجلس بوده است. در تاريخ وفات و ديگر مزاياى حال حسن نعمانى رجوع بعنوان فارسى حسن بن خطير نمايند.
(كف و ص ٢٢٣ ت و ١٠٠ ج ٨ جم)
نعمانى- طلحة بن محمد (احمد خل) بن طلحة
- مكنّى به ابو محمد، از ادباى اوائل قرن ششم هجرت ميباشد كه اديب فاضل شاعر لغوى و بسيار بديههگو بود، شعر خوب ميگفته و با حريرى مكاتباتى داشته و از او است:
اذا نالك الدهر بالحادثات |
فكن رابط الجأش صعب الشكيمة |
|
و لا تهن النفس عند الخطوب |
اذا كان عندك للنفس قيمة |
|
فو اللّه مالقى الشامتون |
با حسن من صبر نفس كريمة |
|