ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٨٦ - نصير الدين- اصفهانى
نصير الدين- اصفهانى
- معروف به ميرزا نصير حسينى شيرازى، جدّ عالى فرصت شيرازى سابق الذكر، از افاضل و مهره اطبّاى عهد كريم خان زند ميباشد كه نام اصليش نصير، مولدش جهرم فارس بود، سالها در اصفهان نشوونما كرده و بهمين جهت به اصفهانى شهرت يافت، مدتى در آن بلده بتحصيل علوم عربيّه و ادبيّه و طبيعى و رياضى و حكمت الهى پرداخت تا آنكه در همه كمالات علميّه استاد و مسلّم اقران و وحيد عصر و فريد دهر خود شد و بهمين جهت گاهى او را از راه تشبيه بخواجه نصير طوسى (كه نامش محمد بوده) نصير الدين ثانى يا نصير الدين محمد ثانى هم گويند. بالخصوص در طبابت داراى مهارت بىنهايت، ابو على وقت، جالينوس زمان خود، حكيمباشى و نديم خاص كريم خان زند بوده و نوادرى از وى منقول است:
روزى آواز كسى را كه براى فروختن متاعى صدا ميزده شنيده بيكى از شاگردان خود گفت كه وى را امر بفصد و خون گرفتن نمايد و الّا تا يكساعت ديگر ميميرد آنكس بعد از استماع اين خبر، اعتنائى نكرد و فرداى آن روز معلوم شد كه بيك غشوه مرده است. روزى نبض زنى را كه براى طبابت حاضر مطبّ او بوده گرفته و فورا دست كشيد و گفت كه بعد از يك هفته حاضر شود، در جواب سئوال حاضرين كه بصدد استعلام سبب آن آمدند گفت در هماندم كه نبض آن زن در دستم بوده حايض شد و طبابت او در حال حيض مناسب نبود، اينك بعضى از ايشان كه آن زنرا ميشناختند براى امتحان حقيقت حال را استكشاف نموده و مطابق واقع يافتند.
طرح مسجد وكيل شيراز و تعيين قبله آن نيز از وى بوده است و گويند وقتى چند تن از نوابان هند باشاره بعضى از حكماى آن كشور به پيشگاه كريم خان عرضه داشتند كه يك كرور تومن تقديم خزانه دولتى نمايند كه در مقابل ميرزا نصير حكيمباشى را بديشان واگذارد در پاسخ فرمود كه يك كرور شما براى خودتان و حكيمك ما هم براى خودمان. صاحب ترجمه علاوه بر مراتب علميّه در اخلاق پسنديده نيز ممتاز، مجلس او مجمع علما و فضلاى شيراز، در قريحه شعريّه نيز داراى امتياز بوده و مثنوى بهاريه