ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٩ - منوچهرى- حكيم ابو النجم احمد بن يعقوب
منقرى[١]
منقرى- نصر
- بن مزاحم بن يسار عطار كوفى منقرى، مكنّى به ابو الفضل يا ابو المفضل، مورّخ اخبارى شيعى امامى صالح الامر و مستقيم الطريقة كه ممدوح بعضى از اكابر علماى رجال بود، در هريك از جمل و صفين و غارات و مقتل حسين ع و مناقب و نهروان و غير آنها كتابى تأليف داده است، از ابو مخنف (متوفى بسال ١٥٧ ه- قنز) روايت كرده و در سال دويست و دوازدهم هجرت درگذشت. مخفى نماند كه اين تاريخ وفات نصر و روايت او از ابو مخنف چنانچه مذكور شد و مصرّح به بعضى از اهل فنّ ميباشند منافى اصحاب باقر ع بودن او است چنانچه از شيخ طوسى نقل شده و تحقيق زايد موكول بكتب مربوطه است.
(الاعلام زركلى و ص ٢٢٥ ج ١٩ جم و كتب رجاليه)
منمس
بر وزن محسن يا محدّث لقب رجالى على بن حسان واسطى است.
منوچهرى- حكيم ابو النجم احمد بن يعقوب
- يا قوس بن احمد دامغانى، از اساتيد شعراى نامى و اكابر بلغا و سخنوران ايرانى و حكيمى است دانشمند و خردمند كه در تحصيل كمالات متنوعه رنجها كشيده و گنجها برده است، در هرعلمى حظّى وافى داشت و از آن رو كه در بدايت حال مدّاح فلك المعالى امير منوچهر بن شمس المعالى قابوس بن وشمگير از سلسله آل زيار بوده به منوچهرى تخلّص مينمود تا بعد از وفات امير مذكور در سال چهار صد و يازدهم هجرت از گرگان بغزنه رفته و قصيدهاى در مدح عنصرى سابق الذكر گفت. در مجلس او بهمه شعراى وقت حتى فردوسى و فرّخى نيز مقدّم بوده و هم بمعرفى او بدربار سلطان محمود غزنوى راه يافت و در سلك شعراى دربارى منسلك گرديد و مدايح بسيارى درباره سلطان معظّم گفت و بجايزههاى
[١]- منقرى- منسوب است به منقر (بر وزن منبر) كه پدر قبيلهايست از سعد و يكى ديگر از تميم. در اصطلاح رجالى لقب اسلم بن ايمن، بشار بن مزاحم، حارث بن شريح، حسين بن احمد، سليمان بن داود و بعضى ديگر است.