ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٤٠٠ - يقطينى
عتبات رفت، اخيرا بطهران برگشته و با حاجى ميرزا آقاسى وزير محمد شاه ارتباط يافت، در دربار شاه نيز مقامى ارجمند بدست آورد، چند سال نيز در كاشان بسمت وزارت حكومت بسر برده و خلاصة الافتضاح را در آنجا مرتّب نمود.
يغما در حسن خط و تمامى فنون شعرى از جدّ و هزل و غزل و مثنوى و غيره دستى توانا داشت، كليات او در طهران چاپ شده و بنام ترجيعات و خلاصة الافتضاح و رباعيات و سرداريه و شكوك الدليل و غزليات و قصابيه و مراثى و غيره بيازده كتاب مشتمل است. با آن همه كمالاتى كه داشته در اثر هجوگوئى مردمان پريشانحال بوده و از اشعار او است:
سنبل زلف تو يك خوشه و يك شهر گداى |
گندم خال تو يكدانه و صد مسكين است |
|
ما خراب غم و خمخانه ز مى آباد است |
ناصح از باده سخن كن كه نصيحت باد است |
|
گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من |
آنچه البته بجايى نرسد فرياد است |
|
ميبرم رشگ بدشمن چه توان كرد كه دوست |
آشنائى است كه بيگانهپسند افتاده است |
|