ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٥٢ - نوربخشى- محمد بن يحيى
كه اگرچه او مريد ما است اما در حقيقت پير ما است بلكه خود خواجه نيز بدو دست ارادت داده و گفت با فرزند مصطفى بيعت ميكنم و اين آيه را خواند: إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ.
سيّد بانجام وظائف ارشاد قيام داشت تا آنكه عاقبت در نتيجه بدسرشتى مفسدان و ارباب غرض از طرف شاهرخ ميرزا (متوفى بسال ٨٥٠ ه ق- ضن) محكوم بقتل شد، بدين سبب ببلاد بسيارى فرار كرد تا بعد از وفات شاهرخ بولايت رى رفته و بارشاد آغاز نمود و در چهاردهم ربيع الاول هشتصد و شصت و نهم هجرت در قريه سولغان نامى از آن ولايت وفات يافته و هم در آنجا مدفون گرديد و پسرش شاه قاسم فيضبخش سابق الذكر خليفه وى گرديد. دو فقره كتاب انساننامه و شجره مشايخ هم از تأليفات سيّد محمد نوربخش است.
ناگفته نماند بنابر آنچه در شرح حال شاه قاسم مذكور موافق مجالس المؤمنين قاضى نور اللّه نگارش دادهايم وفاتش در نهصد و هشتاد و يكم هجرت بوده و اين تاريخ پس از آنكه تاريخ وفات پدرش و خليفه بودن او بپدرش را در نظر گرفته باشيم بسيار مستبعد و بنابرآن، بايد شاه قاسم اقلا در حدود صد و پنجاه سالگى وفات يافته باشد و اين مسئله محتاج بتتبّع زايد ميباشد و محتمل است كه وفات شاه قاسم در سال هشتصد و هشتاد و يكم هجرت بوده و در مجالس المؤمنين كلمه هشتصد بهر وسيله كه بوده بنهصد تبديل يافته است. از اشعار نوربخش است:
شستيم نقش غير ز الواح كاينات |
ديديم عالمى كه صفات است عين ذات |
|
لاهوت صرف و وحدت محض است و ذات بحت |
محو است در حريم هويت تعيّنات |
|
قدّوسيان عالم علوى برند رشگ |
بر حال آدمى كه شود مظهر صفات |
|
آنكس كه متّصف بصفات كمال شد |
حقّا كه او است علت غائىّ كائنات |
|