ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٨ - منعم- ميرزا محمد ابراهيم
منصور عبيدى- اسمعيل بن محمد
- سيّمين خليفه از فاطميّون مصر سابق الذكر ميباشد كه شرح حال او ضمن شرح حال پدرش تحت عنوان قائم- محمد مذكور شد.
منصورى
موافق آنچه بروجردى از بحار نقل كرده لقب رجالى محمد بن احمد هاشمى است و در جائيكه بعد از آن جمله عن عم ابيه باشد يعنى از عموى پدر خود روايت نمايد مراد از آن عيسى بن احمد بن عيسى بن منصور است.
منطقى- امير حسين
- بعنوان ميبدى خواهد آمد.
منطقى- محمد بن طاهر بن بهرام
- در باب كنى بعنوان ابو سليمان خواهد آمد.
منعم- ميرزا محمد ابراهيم
- از شعراى اواخر قرن سيزدهم هجرى شيراز ميباشد كه به منعم متخلّص، از قيود علايق مستخلص، پيرى بوده صافى نهاد، در خط نستعليق اوستاد و از او است:
مانند گلبنى كه بويرانه گل كند |
آگه كسى نشد ز بهار و خزان ما |
|
مرا پروانه سان آتش بجان است |
كه يارم شمع بزم ديگران است |
|
بجز لطفى كه او با ما ندارد |
كدامين لطف سرتاپا ندارد |
|
نصيب جان هركس نيست ورنه |
بلائى نيست كان بالا ندارد |
|