ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٦١ - هروى- جنادة بن محمد بن حسين
هروى[١]
هروى- احمد بن محمد بن احمد
- در باب كنى بعنوان ابو ريحان خواهد آمد.
هروى- احمد بن محمد بن محمد بن ابى عبيد
- مؤدب عبدى هروى فاشانى يا كاشانى، مكنّى به ابو عبيد يا ابو عبد اللّه يا ابو القاسم، از اكابر ادبا و علما و رؤساى فنّ ادب و فرسان ميدان لغت عرب و از تلامذه نفطويه و ابن السراج و ديگر اكابر وقت بود، از ايشان روايت نموده و ببلاد بسيارى سياحتها كرده و مدتى اسير قرامطه شد و از تأليفات او است:
١- تفصيل ولاة هرات ٢- كتاب الغريبين كه مشهور آفاق و حاوى غرائب قرآن مجيد و غرائب حديث نبوى ص بوده و يك نسخه از آن برقم ٨٧٠ در خزانه اياصوفياى استانبول موجود است. وفات او در ماه رجب چهار صد و يكم هجرت واقع شد و صاحبترجمه بنوشته ابن خلّكان فاشانى است نه كاشانى و فاشان ديهى است در هرات كه باشان نيز گويند.
(ص ٦٧ ت و ٢٦٢ هب و ٢٩ ج ١ كا و غيره)
هروى- احمد بن يحيى
- بعنوان شيخ الاسلام احمد نگارش يافته است.
هروى- جنادة بن محمد بن حسين
- ازدىّ القبيلة، هروىّ البلدة، ابو اسامة الكنية، نحوى لغوىّ الفن، از ادباى اواخر قرن چهارم هجرت ميباشد كه در معرفت وحشى و مستعمل لغات عربيّه وحيد عصر خود بود، در حفظ لغت
[١]- هروى- با دو فتحه و يا بكسر اول منسوب به هرات است و آن بفتح اول از بزرگترين بلاد خراسان بوده كه بباغات و آبهاى بسيارى مشتمل و در هنگام غلبه مغول و تاتار خراب شد ولى متداول در السنه كسر اول آن است و در نسبت بهرات، هروى گفتن با اينكه شهرت تمام دارد ظاهرا خلاف قياس است و الا مقتضاى قياس هراتى گفتن است چنانچه آن نيز مستعمل ميباشد، مع ذالك در ياد دارم كه بتصريح بعضى از كتب معتمده شهر هرات را هرو و هرى نيز گويند و بنابراين هروى گفتن در مقام نسبت موافق قياس ميباشد مثل علوى گفتن در نسبت على. در نان و حلواى شيخ بهائى هم هست: (بود در شهر هرى بيوهزنى) و خواجه عبد اللّه انصارى را كه از اهل هرات بوده پير هرى هم گويند.