ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٥٣ - ميدانى- سعد بن احمد
پس ميدانى هم در بعضى از مصنّفات زمخشرى حرف ميم را مبدل بنون نمود (زنخشرى) و معنى آن موافق آنچه از طبقات النّحاة سيوطى نقل شده فروشنده زن خود است. گويا لفظ شرى در آخر آن كلمه را از كلمه شراء عربى گرفته كه بمعنى خريد و فروش است و در اين صورت حرف خ زايد و بىمورد ميشود. از ابن الحنائى نقل شده كه بعد از اين اعتراض گفته است زنخشرى بمعنى زن ناصالح ميباشد زيرا كه خشر در استعمالات عجم بمعنى جماعت اوباش است پس زن منسوب بايشان (خشرى) كنايه از زن ناصالح ميباشد پس زمخشرى كتبا عذرخواهى كرد و ميدانى هم در جواب بنگاشت: اذا رجعت رجعنا و قبلت عذرك. نيز گويند كه زمخشرى بعد از تأليف كتاب مستقصى كه در امثال ميباشد بهمين كتاب مجمع الامثال ميدانى وقوف يافت، بعد از دقّت نظر، حسن وضع و تأليف و بسط عبارت و كثرت فوائد آن در حيرتش افزوده خود و كتاب خود را از همه جهت پائينتر از آن ديده و بتأليف آن نادم و پشيمان گرديد ٥- نزهة الطرف فى علم الصرف كه در قاهره چاپ شده است ٦- هادى الشادى در نحو.
وفات ميدانى روز چهارشنبه بيست و پنجم رمضان پانصد و هيجدهم هجرت در نيشابور واقع شد و در باب ميدان مدفون گرديد و در حين وفات اين دو شعر را كه بظنّ ابن خلّكان از خود او ميباشد بسيار ميخوانده است:
تنفس صبح الشيب فى ليل عارضى |
فقلت عساه يكتفى بعذارى |
|
فلما فشا عاتبته فاجابنى |
ايا هل ترى صبحا بغير نهار |
|