ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٩٣ - نصيرى- ميرزا محمد رضا بن عبد الحسين
و الفتات فى فن المحاضرات نظم و نثر عربى و فارسى و با خطوط مختلف نوشته است ٢٥- كلم و حكم ٢٦- مقدمه كتاب اصلاح المنطق و غير اينها كه بسيار و در مقدمه كتاب قصيده انصافيّه فوق مشروحا مذكور است. اين قصيده در اثبات ولايت و خلافت حقّه حضرت امير المؤمنين ع و حاوى يكصد و سى و پنج بيت است كه در هربيت آن اشاره بمطلبى از مهمّات علم كلام شده و داراى محسنات لفظى و معنوى بديعى ميباشد و در اين اواخر با شرح آنكه نيز از خود ناظم و مشتمل بر احاديثى است در فضائل و احوال صحابه (كه تماما از كتب عامّه منقول است) چاپ و از ابيات همان قصيده است:
اى كه دارى درد دين وز حق همى جوئى دوا |
بىتعاند از در انصاف و حقجوئى درآ |
|
بىوصيّت رفت ميگويند احمد از جهان |
عقل و دينم از قبول اين سخن دارد ابا |
|
مقتدا بد احمد مختار در هرقول و فعل |
از چه در اين ره بدان حضرت نكردند اقتدا |
|
امّت خود در ضلالت هشت پيغمبر، ولى |
آن دو از تيم و عدى گشتند اسباب هدا |
|
با وصى بگذاشته امر نبى بشتافتند |
از پى انجاح مقصودى كه بود اندر خبا |
|
نوز، تا داده حنوط و نوز، ناورده كفن |
نوز، ننهاده بخاك و نوز، نسپرده عزا |
|
هيچ مسلم ميهلد پيغمبر خود بر زمين |
با حواس جمع پويد از براى ارتقا |
|
ارتداد خلق دانى از چه شد بعد از رسول |
جانشين او نبد لايق كه باشد پيشوا |
|
آنكه چندين بار شد معزول چون منصوب شد |
جز بتزوير و بزور و اشتباه و اعتدا |
|
بدزدى ز لعلت اگر بوسهاى |
ربودم بدينسان چرائى بهم |
|
بهل گر مرا ميندارى بحل |
كه آهسته آنرا بجايش نهم |
|