ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٧١ - نهروانى- معافى بن زكريا
ابو محمد باجى نقل است در هرمجلسى كه قاضى ابو الفرج حاضر باشد تمامى علوم در آنجا حاضر است و اگر كسى وصيّت كند كه ثلث مال او را بداناترين مردمان بدهند بايد آن ثلث بابو الفرج قاضى تسليم شود.
قاضى ابو الفرج ادبيّات را از نفطويه و ديگر مشاهير وقت اخذ كرد، فقه را نيز از ابن ابى الثلج و ديگر تلامذه محمد بن جرير بن يزيد طبرى فراگرفت، در اين علم بمسلك محمد بن جرير ميرفت و نسبت بمذهب فقهى او كه قطعا مخالف مذاهب اربعه اهل سنّت است داناترين مردم بود، بهمين جهت انتساب او بمحمد بن جرير به جريرى شهرت يافت چنانچه قاضى گفتن نيز بجهت آن است كه مدتى در باب الطاق بغداد متصدى قضاوت بوده است.
ابن النديم گويد كه معافى در مذهب محمد بن جرير طبرى و حفظ كتب او اوحد مردم و در فنون بسيارى متفنّن و مشار بالبنان و حاضر الجواب و سريع الخاطر و در غايت حفظ و ذكاوت بوده است. با آنهمه وفور دانش در نهايت فقر و پريشانى بوده بحدّى كه در فصل زمستان در جامع رصافه پشت بآفتاب مىخوابيد و غايت اندراس لباسش بيننده را در شگفت مىآورد. بالجملة مصنّفاتى بدو منسوب ميباشد كه از آن جمله است:
١- تأويل القرآن ٢- التفسير الكبير ٣- الجليس الصالح الكافى و الانيس الناصح الشافى كه تخفيفا به الجليس و الانيس معروف است ٤- الشافى فى مسح الرجلين و از اشعار او است:
الاقل لمن كان لى حاسدا |
ا تدرى على من اسأت الادب |
|
اسأت على اللّه فى فعله |
لانك لم ترض لى ما وهب |
|
فجازاك عنه بان زادنى |
و سد عليك وجوه الطلب |
|