ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٤٥ - نوبختى
و بلاد جبال را نيز تصرف خواهى كرد پس درخواست معاهده نمود كه در صورت درست بودن اين پيشبينى او، حق خدمت و جايزه او را فراموش ننمايد منصور نيز قبول نمود و ورقهاى در اين موضوع بنگاشت تا آنكه بعد از رسيدن بخلافت، نوبخت پيش او رفت، و همان ورقه را ارائه داد او نيز بعد از شكر الهى وى را از خواصّ منجّمين دربارى كرد و نسبت ببناى شهر بغداد نيز در سال صد و چهل و چهارم هجرت در ساعتى اقدام نمود كه نوبخت معيّن كرده بود و همچنين بعد از اصابت پيشبينى نوبخت كه در مقتول بودن ابراهيم بن عبد اللّه محض بن حسن مثنّى بن امام حسن مجتبى ع كرده بود منصور خوشوقت شد و مقدار دو هزار جريب زمين از اراضى نهر جوبر (كه از نواحى بغداد و در سمت غربى دجله است) بدو بخشيد و بنام او تخصيص داده شد.
نوبخت در خدمت منصور بود تا آنكه پير شد و از قيام بوظائف خدمت عاجز گرديد، اينك پسرش ابو سهل در انجام خدمات خليفه قائممقام وى شد، او نيز مثل پدر از منجّمين مخصوص دربار گرديد و در اوّلين ملاقات خودش را بدين روش معرفى نمود: خرشاذ ماه طيماذ امازرياذ خسرو ابهمشاذ (خرخشاذ طيماذ امازارياد خسروانهشاه خل) خليفه گفت اين همه نام تست گفت آرى، خليفه را خنده گرفته و گفت پدرت كار خوبى نكرده است و بايد يكى از دو كار را قبول كنى يا از آن نام دراز و طولانى فقط بلفظ طيماذ كفايت نمائى كه نام تو باشد و يا براى تو كنيهاى معيّن نمايم كه عوض اسم تو باشد او نيز شق ثانى را قبول كرد پس منصور، كلمه ابو سهل را براى او تعيين نمود او هم راضى شد اينك پسر نوبخت از آن ببعد به ابو سهل شهرت يافت و آن نام طولانى قديمى مجوسيّت وى از بين رفت و گويا از اين جريان اقتباس شده و نام ابو سهل را در بعضى از كتب رجاليّه طيمارث نوشتهاند.
ابو سهل از منجّمين ايرانى و مترجمين كتب فارسى پهلوى بعربى بوده و از تاريخ مذكور بناى بغداد تا وفات منصور (سال ١٥٨ ه ق- قنح) در خدمت وى زيسته و از ندماى او بوده است، بعد از آن نيز مدتى تا اوائل زمان هرون الرشيد (١٧٠- ١٩٣ ه ق-