ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٨٢ - نيكو- حاج ميرزا حسن
حافظ و عطّار و شبسترى و مولوى و نظائر ايشان را نداشته است، اينك با كتب ايشان مأنوس شد، گلشن راز و ديوان ابن الفارض و تمامى دفاتر مثنوى و امثال آنها را مكرر خوانده و اغلب آنها را حفظ كرد تا در سال هزار و سيصد و بيست و چهارم هجرى قمرى براى تغيير رژيم سلطنت ايران و تبديل حكومت استبدادى بمشروطيّت يك نهضت ملّى عمومى شد او نيز با نشاطى تمام در آن نهضت داخل گرديد و مردم را بپذيرفتن مشروطيّت تحريص نمود و بنشر مقالههاى موافق مرام خود پرداخت، بدين جهت مورد مبارزه و بدبينى مستبدين هرطبقه گرديد. بعد از استقرار مشروطيّت نيز محض شناسائى مردمانى كه اين نهضت را مقدمه منافع شخصى و آلت مقاصد نامشروع خود ميكردند دلسرد و از مجامع ايشان دور و از تعقيب آن مرام اوّلى منصرف و بتحصيل و تجارت پرداخت.
در سال بيست و نهم بزيارت بيت اللّه مشرّف شد، بعد از مراجعت بوطن خود دعوت با بيان و نغمه بهائيان را شنيده و كمر مجاهدت بربست، كتاب ايقان و فرائد و مفاوضات ايشان را بدست آورد، بعد از مطالعه مجبور بملاقات رؤساى ايشان گرديد و آنچه را كه منظورشان بوده فهميد. بهائيان بخيال قرب او بديشان خوشدل و دوستانش هم بسبب مراوده او با بهائيان بددل بودند اينك بدخواهان استبدادى سابق او از فرصت استفاده كرده و به بابى بودنش متّهم داشتند خصوصا يك نفر متنفّذ ايشان كه از وى نكوهش شنيده و داغ بر دل بوده اين آتش را ديگر دامنفشانى ميكرده است لكن در اثر عزم راسخ و همّت بلندى كه داشته اصلا اعتنائى نكرد و تمامى آن گفتارهاى ناهنجار را پشت پا زده و بخسارات كلى وارده از اين ناحيه تحمّل نمود تا بالاخرة هدف اصلى خود را كه وقوف بر امر بابى و بهائى و اطّلاع باسرار نهانى و خفايا و بواطن امور آن حيلهبازهاى شريعتساز بوده بدست آورد و نتيجه و ثمره آن شجره مجاهدت را كه عبارت از چهار جلد فلسفه نيكو بود تا بحال تقديم جامعه داشته است. بعد از اين جمله گويد اميدوارم با خواست خداوندى چنانچه وعده دادهام جلد پنجم آنرا نيز نوشته و منتشر سازم سپس ششمى را بنام پيام نيكو براى اخلاف تأليف و طبع نمايم و ما ذالك على اللّه بعزيز.