ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٩٦ - ناصر بخارى
و موافق آنچه از معالم العلماء نقل شده جسدش را سوزانيدند. كتابى در امامت و كتابى در علم كلام تأليف او بوده و تصانيف بسيارى بدو منسوب است. حلّاء گفتن او بجهت آن است كه مس و روى را بطرزى خيلى خوب نقاشى ميكرد و در اين صنعت مهارتى بسزا داشت و حلاء بصيغه مبالغه كسى را گويند كه حليه و زينت و زيور سازد و يا خود لفظ حلّاء لقب پدرش بوده كه حليه شمشير ميساخته است و بعد از وفات او لقب مشهورى پسرش نيز گرديد.
ناگفته نماند كه صاحب ترجمة، موافق آنچه در معجم الادباء و وفيات الاعيان نوشتهاند باصغر موصوف ميباشد و ناشى اصغرش گويند (چنانچه فوقا مذكور داشتيم) و اينكه در روضات الجنّات و نامه دانشوران او را ناشى اكبر نوشتهاند ظاهرا اشتباه و يا سهو القلم كاتب است و همانا ناشى اكبر، عبد اللّه بن محمد نام دارد كه در باب كنى بعنوان ابن شرشير خواهد آمد.
(ص ٤٨٠ ت و ٣٨٩ ج ١ كا و ٢٥٣ هب و ٢٣٠ لس و ١٩١ ج ٣ نى و ٢٨٠ ج ١٣ جم)
ناشى اكبر- عبد اللّه بن محمد
- در باب كنى بعنوان ابن شرشير خواهد آمد.
ناشى صغير
همانا ناشى اصغر مذكور فوق است.
ناصح الدين- احمد بن محمد
- بعنوان ارجانى ابو بكر نگارش يافته است.
ناصح الدين- عبد الواحد بن محمد
- بعنوان آمدى عبد الواحد مذكور شده است.
ناصر
تخلّص شعرى ناصر الدين شاه قاجار است و ذيلا بهمين عنوان ناصر الدين مذكور ميشود.
ناصر ارجانى- احمد بن محمد
- بعنوان ارجانى ابو بكر مذكور گرديده است.
ناصر اصفهانى- ميرزا محمد
- بعنوان گلكار نگارش داديم.
ناصر بخارى
- معروف به درويش ناصر و خواجه ناصر، از مشاهير شعراى فرس قرن هشتم عهد شاه شجاع، دوّيمين حكمران آل مظفر (٧٦٠- ٧٨٦ ه- ذس- ذفو) ميباشد كه صاحب ذوق و حال و سالكى بوده حميده خصال، درويش