ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٩٧ - والبى والبيه
و امام حىّ غايب مهدى منتظرش دانند و يا بزعم بعضى از ايشان آن حضرت مرده و لكن در آخر الزمان مبعوث خواهد شد و پنج امام بعد از او را در دعوى امامت منسوب بضلالت داشته و بزعم بعضى ايشان اصلا دعوى امامت نكردهاند و همهشان قضات و خلفاى حضرت امام موسى كاظم ع بودهاند. جمعى از ايشان حبس آن حضرت را نيز اساسا منكرند و بمجرّد خيال و حس ظاهرى حمل كرده و گويند خودش غايب بوده و محمد بن بشير اسدى را نيز خليفه خودش كرده بوده است، بهمين جهت ايندسته از واقفه را بشيريه و موسويه هم گويند چنانچه تمامى فرقه واقفه را بمناسبتى بس روشن ممطوره نيز نامند كه صفت لفظ كلاب محذوف است (يعنى سگهاى بارانديده) يا خود ممطوره بزعم بعضى دستهاى است كه در حيات و ممات حضرت امام موسى كاظم ع متردّد هستند و كسانى را كه قاطع بحيات آن حضرت ميباشند واقفيه گفته و گروهى را كه قاطع بوفاتش هستند قطعيه نامند، بنابراين ممطوره غير از واقفيّه ميباشند.
واقفه در صورت اطلاق و عدم قرينه در اصطلاح كلامى و رجالى منصرف بهمان فرقه هفتامامى مذكور فوق ميباشد و در جايى كه فرق ديگر را اراده نمايند نصب قرينه ميكنند مثل واقفه بر على يا بر امام صادق و مانند آنها. سبب ظهور مذهب واقفى و اخبار بسيار وارده در كفر و الحاد و زندقه و مذمّت ايشان را موكول بكتب رجاليّه و ديگر كتب مربوطه ميدارد.
واقفى
هريك از افراد فرقه واقفه مذكور فوق است و شايد در بعضى موارد بجهت ديگر واقفى بگويند چنانچه لقب واقفى داشتن هرمى بن عبد اللّه اوسى در اصطلاح رجالى بجهت انتساب او بجدّ هفتمش كه لقب واقف داشته ميباشد.
والبى والبيه
اولى لقب رجالى على بن ربيعه و عمران بن زائده، دويمى نيز لقب زنى حبابه نام است كه در باب كنى بعنوان ام الندى خواهد آمد.