ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٨٠ - نصرآبادى- ميرزا محمد طاهر
منظور نظر و مورد تحسين ملوكانه بود ولى با اين همه، در اثر كمطالعى كه از لوازم غالبى ارباب كمالش توان گفت مشمول توجّه و نوازشى نبوده و حظّ او از اين قسمت فقط، بهبه بارك اللّه بوده است و بس.
از آثار قلمى ميرزا محمد طاهر تذكره نصرآبادى است كه اخيرا در طهران چاپ شده و آثار و شرح حال قريب بهزار نفر از معاصرين خود و شعرا و افاضل عهد صفويّه را مشتمل و بنام شاه سليمان تأليف كرده است كه علاوه بر احياى نام جمعى وافر از اكابر دوره صفوى، اخلاق و اطوار و بسيارى از مطالب مهمّه آن دوره را نشان داده و براى مورّخين و ادبا و طالبان وقوف بحقائق و مزاياى تاريخى آن عهد بسيار مفيد و سودمند ميباشد.
ميرزا محمد طاهر در شعر و شاعرى طبعى روان و ذوقى سرشار داشت، بسبك صائب تبريزى و كليم كاشانى شعر ميگفت ولى ديوان وى پيدا نشده و از اشعار او فقط آنچه كه خودش در تذكرهاش نوشته دسترس ميباشد. از آن جمله چند فقره مادّه تاريخ عجيب و نغز و طرفه او را (كه مانند مادّه تاريخهاى مذكوره در شرح حال محتشم كاشانى و ناطق اصفهانى ميباشند) محض بجهت طرفهگى و اشعار بر سحر بيانى وى ثبت اوراق نموده و از اطناب اعتذار مينمايد. در تاريخ ريختن توپ كه در سال هزار و هشتاد و دويم هجرى بامر شاه سليمان صفوى بوده اين قصيده را گفته است كه عدد ابجدى هرمصرعش مطابق عدد سال مذكور ميباشد:
بلند قدر سپهر آسمان سليمان شاه |
كه هست در تن عالم عزيزتر از جان |
|
شهى كه ابر سخايش چو گوهر افشاند |
كشد سپهر خجالت ز تنگى ميدان |
|
بود چو فكر جهانگيريش بدل راسخ |
پى تهيه اسباب ميدهد فرمان |
|
غلام يكدل و يكرنگ توپچىباشى |
نجفقلى كه كند جان نثار در ميدان |
|
براى ريختن توپ تازه شد تعيين |
بشاهراه عقيدت ز صدق شد پويان |
|
بامر شاه سپهر آستانه بست كمر |
بسعى وى شده اين توپ بىبدل سامان |
|
چه توپ رعد صدائى كه درگه هيجا |
چو اژدها است ولى گنج نصرتش بدهان |
|