ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٩٥ - نظام- ابراهيم بن سيار بن هانى
نظّام علم كلام را از دايى خود ابو الهذيل علاف اخذ و بسيارى از كتب فلسفه را مطالعه كرد، كلمات فلاسفه را با كلام معتزلى تطبيق و مخلوط نمود، در خلافت مأمون و معتصم شهرت بىنهايت يافت. جمعى كثير از طلّاب و محصّلين در حوزه تدريس او حاضر ميشدند.
در هرعلمى كه در شام و عراق و مصر و بصره معمول و متداول بوده كتابى تأليف داد و مؤلفات او در حدود صد مجلّد ميباشد. از كثرت دقّت نظر و تعمّق در مشكلات علميّه با استاد مذكور خود و ديگر اكابر وقت مناظراتى داشته و پارهاى عقايد مخصوصه اختراع كرده كه در كتب كلاميّه و ادبيّه نگارش دادهاند، من جمله امكان عادى اجماع را انكار كرده است تا چه رسد بحجّيّت آن و ملاك صدق و كذب كلام را موافقت و مخالفت عقيده متكلّم قرار داده نه واقع. در تركب اجسام از اجزاى لايتجزّى طفره را (كه باتفاق علماى معقول محال است) جايز ميداند، مرتكب كبيره را موافق عقيده فرقه وعيديّه مخلّد در نار ميشمارد و بعفو الهى معتقد نميباشد و نظائر اينها بسيار است، ابو نواس را نيز بهمين عقيده آخرى خود دعوت مينموده و همانا منظور ابو نواس هم از اين شعر خود نظّام است:
فقل لمن يدعى فى العلم فلسفة |
حفظت شيئا و غابت عنك اشياء |
|
لا تحظر العفو ان كنت امرء حرجا |
فان حظر كه بالدين از راء |
|