ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٨٧ - واسطى- حسين بن عبد اللّه
آن كتاب را در ردّ كتابهاى شيخ على مذكور تأليف داده بوده است. نام و شعر و سال وفات و مشخّص ديگرى بدست نيامد. (ص ١٢١ ج ٢ ذريعه و ٤٦٥٦ ج ٦ س)
وارسته- امامقلى بيگ
- از فضلا و شعراى عهد صفويّه ميباشد كه اصلا از ايل چكنى بلكه از رؤساى آن طايفه و به ملا وارسته معروف بود، در نظم و نثر خيالى غريب داشت، مدتها در هند سفر كرده و شعر بسيار گفته و سوانح سفرى نوشته است. اخيرا باصفهان آمد و در اوائل جلوس شاه عباس ثانى بدربار شاه راه يافت، از راه مضحكه با ميرزا مظفّر ترك گفتگوهاى درشت نموده پس به يزد رفت، در آنجا نيز خشونتى بين ايشان واقع و زبان بهجو او گشاده و مثنوى نمكينى در اين باب گفت، سپس در اصفهان دلالى هيزم و زغال ميدان كهنه را بوظيفه خود گذرانيد تا در سال هزار و هفتاد و پنجم هجرى قمرى درگذشت و از او است:
اى ز آتش عذار تو گلها شرارهها |
چشم ترا فريب و فسون از اشارهها |
|
از بسكه چرخ كشتى دريادلان شكست |
اين بحر يك سفينه شد از تختهپارهها |
|