ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٣٧ - نميرى- نصر بن منصور بن حسن
برچيدند كه لذّت آن اشعار بالاتر از لذّت طعام است. بعضى از ارباب تراجم منصور بن سلمة را حافظ و ثقه و در باطن شيعه و از دوستداران اهل بيت رسالت ص دانسته و گويند كه مدايح بسيارى در حق ايشان سروده، لكن در ظاهر با هرون الرشيد مماشات و اظهار موالات نموده و مديحه گفته و در هرجا كه اسم هرون را در اشعارش ذكر ميكرده مرادش حضرت امير المؤمنين على بن ابيطالب ع بوده است كه آن حضرت نسبت بحضرت رسالت بمنزله هرون برادر موسى ع بوده نسبت بموسى تا آنكه بين منصور و استادش كلثوم بن عمرو عتابى سابق الذكر منافرتى حاصل شد بحدّى كه بمهاجات همديگر انجاميد، عتابى نزد هرون از وى سعايت نمود در نتيجه امر خلافتى بقتل وى صادر گرديد، فضل بن ربيع را براى انجام اين مرام بگماشتند فضل هم موقعى رسيد كه منصور با اجل حتمى خود درگذشته بود پس امر بنبش قبر و سوزاندن جسد وى صادر شد، فضل نيز با مسامحه ميگذرانيد تا آنكه هرون از آن تصميم خود منصرف گرديد. در تنقيح المقال گويد بدليلى در امامى بودن منصور و وثاقت او وقوف نيافتم، بهرحال وفات منصور نمرى بنابر آنچه از ابن حجر نقل شده در سال دويست و دهم هجرت واقع گرديد.
(ص ٢٥٩ هب و ٢٢٩ لس و ٢٢٠ نى و ٦٥ ج ١٣ تاريخ بغداد)
نميرى[١]
نميرى- نصر بن منصور بن حسن
- نميرى مضرى عدنانى، مكنّى به ابو المرهف، قارى زاهد محدّث متّقى شاعر ماهر، از مشاهير شعراى عرب ميباشد كه حديث را از مشايخ وقت استماع نمود، در خردسالى ببغداد رفته و اقامت كرد، قرآن را حفظ و فقه حنبلى را اخذ و ادبيّات را از ابن الجواليقى
[١]- نميرى- بر وزن كميلى (بضم اول) لقب رجالى حارث بن شريح، عمر بن خليفه، محمد بن نصير، موسى بن اكيل بوده و نسبت آن بشخص نمير نامى است كه پدر قبيلهاى بوده و پسر عامر بن صعصعة بن معاوية بن بكر بن هوارن است و شايد در بعضى مواضع بشخص نمير نامى ديگر منسوب باشد.