ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣١ - مولوى معنوى- محمد بن بهاء الدين محمد
رفته و مشمول مراحم شاهانه سلطان علاء الدين سلجوقى شد و بعد از وفات پدر متمكن مسند تدريس بود، در نتيجه كمالات فوق العادة در زمانى اندك شهرت بسيار يافت، افاضل هرديار از بلاد بعيده در حوزه وى حاضر و بسا بودى كه در اثناى راه رفتن نيز از وى جدا نميشدند و اكثر اشكالات علمى را با بيانات وافيه او در آن حال حل مينمودند. بعد از مدتى در اثر جذبات و لذايذ روحانى كه در سفر مكّه از مذاكرات عرفانى بعضى از اكابر طريقت جاگير قلب او شده و بمشام جانش رسيده بود باصول طريقت و تصوف گراييد تا آنكه شمس تبريزى معروف سابق الذكر حسب الاشاره پير خود شيخ ركن الدين زركوبى بقونيه رفت، مولوى دست ارادت بدو داده و مجذوب او گرديد و ديوان معروف به شمس را هم بنام او در رشته نظم آورد، از اهتمام علوم رسمى ظاهرى منصرف گرديد و به طى مراحل عرفان و تصوف اشتغال ورزيد، در موقع تبعيد شمس بمصاحبت او بتبريز رفته و عاقبت باز بقونيه مراجعت كرد و بسال پنجم جمادى الاخره ششصد و هفتادم يا هفتاد و دويم هجرت در همانجا درگذشت. بنابر دويمى كه اقرب بصحت است جمله: شاه دين نور الهى- ٦٧٢ مادّه تاريخ سال وفات او است. كلمات حقايق سمات مولوى بسيار است كتاب مثنوى او حاوى مراحل عرفان و تصوف و اخلاق و شهره آفاق ميباشد كه بارها در ايران و غيره چاپ شده و در اثبات تبحر فضلى عرفانى و جلالت قدر و متانت رأى و كثرت فهم و رزانت طبع و توسّع فكر او برهانى قاطع بوده و خودش در وصف آن گويد:
هردكانى راست كالاى دگر |
مثنوى دكّان فقر است اى پسر |
|
مثنوىّ ما دكان وحدتست |
غير واحد هرچه بينى آن بت است |
|