ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٢٦ - وصال- ميرزا محمد شفيع
اما دو شعر ز آتش عشق الخ كه تحت عنوان رحمت بدو منسوب داشتيم از اشتباهات آثار عجم است كه مدرك ما بوده و الّا خود فرصت در همين كتاب همان دو شعر را به همّت شيرازى آتى الذكر نسبت داده و بشهادت تخلّص، صحيح نيز همين است.
پسر سوم وصال: ميرزا محمد- متخلّص به داورى كه بهمين عنوان داورى بطور خلاصه نگارش يافته است و باز گوئيم كه داورى ادبيّات و رياضيّات و حكمت الهى را از پدر خود و اساتيد ديگر تكميل نمود، هفت خط را بمانند پدر پيروى كرد، بالخصوص نستعليق و شكسته را بهتر مينوشت، نقاشى و چهرهنگارى را هم با اسلوبى مرغوب تكميل نمود، زبان و ادبيّات تركى را از بعضى اكابر خوانده و رسالهاى در عروض و كتابى در معانى و بديع و فرهنگى بزرگ در زبان تركى تأليف و ديوان او در حدود پانزده هزار بيت بود، دو نسخه از ديوان خواجه را با خط برجسته نوشت، نيز در ظرف پنجسال يك نسخه از شاهنامه فردوسى را با خط نستعليق بر كاغذ ممتازى نگاشته و نقشونگار پارهاى از صفحات را با قلم مويينه خويش آرايش داد، همان نسخه را محمد قلى خان ايلخانى قشقائى به بهائى گزاف خريد، دو نفر نقاش درجه اوّل را تا دو سال در ييلاق و قشلاق فارس نزد خود نگهداشته و دو نفر ديگر از اساتيد اهل تذهيب را نيز بدستيارى ايشان برگزيد تا نقاشى و تذهيب آنرا بپايان رسانيدند. براى نگاهدارى آن نسخه نفيسه نيز جعبهاى از صنعتگران چينى بواسطه تجار آورده و آنرا در توى آن جعبه گذاشت اما بعد از وفات محمد قلى خان كتابى كه با آنهمه زحمات و مصروفات فوق العادة آماده بوده بدست نااهلان افتاد، در داخل و خارج ايران سيرها نمود.
عكس ميرزا محمد داورى نقل از كتاب گلشن وصال- ٣١