گستره شريعت - خسروپناه، عبدالحسین - الصفحة ٧٩ - خلاصهي سخن
آن امري فنّي است و از عهدهي هر کسي برنميآيد.
علوم مورد نياز تفسير عبارتاند از: علم اصول و مباحث الفاظ، علم رجال، علم درايه، علم تاريخ، علوم قرآني، علوم ادبيات عرب و علوم فقه اللغه، اين علوم در استخراج معاني از آيات و روايات و حجيت آنها موثرند؛ ولي پارهي ديگري از علوم در توليد پرسش از قرآن موثرند، پرسشهايي که پاسخ آنها را قرآن ارائه ميکند. علوم طبيعي و انساني و فلسفه و علوم رياضي و عرفاني ميتوانند در توليد پرسشهاي جديد نقش بهسزايي داشته باشند.
و اما در مراحل تفسير ابتدا بايد مدلول مطابقي آيات را فهميد، آن گاه مدلولهاي التزامي را جستو جو کرد.
١٠. روشن شد که روش فهم قرآن و سنت همان روش محاورهي عقلايي است، ولي از بيانات قرآن و روايات به دست ميآيد که ظرافتها و دقايق ديگري هم بايد در فهم قرآن در نظر گرفته شوند؛ مانند ارجاع متشابهات به محکمات [١] با ناسخ و منسوخ و حروف مقطعه.
١١. فهمها و تفسيرهاي متون ديني به دو دستهي ظني و يقيني تقسيم ميشوند؛ همچنان که به فهم مطابقي و فهم التزامي انشعاب مييابند.
بنابراين، ميتوان چند فهم صحيح و در طول يکديگر از يک آيهي شريفه داشت، و يا فهمي که از فهم ديگر دقيقتر و کاملتر باشد، همچنان که ميتوان از فهم صحيح و سقيم يا سره و ناسره و يا فهم روشمند و غيرروشمند سخن گفت.
[١] ر. ک: آل عمران: ٧