گستره شريعت - خسروپناه، عبدالحسین - الصفحة ٥٥ - ١-١ هرمنوتيک فلسفي
هرمنوتيک عينيگرا نيز فهم عيني، ثابت و فراتاريخي متن و اثر را ممکن دانسته و به استقلال معناي يک متن از مفسر و تفکيک معناي متن از افق معنايي مفسر و شرايط و اوضاع عصر وي حکم ميراند. اميليوبتي در عرصهي هرمنوتيک معرفتشناختي- نه هستيشناختي- به نظريهي عام تفسيري اعتقاد داشت و روششناسي عامي را براي علوم انساني عرضه کرد. دغدغهي اصلي وي درک معنا و مقصود صاحب اثر بود؛ بر اين اساس، طرد پيشداوريها و علايق شخصي مفسر را توصيه ميکرد.[١] بتي براي وصول به ذهنيت و دنياي صاحب اثر بر قالبهاي معنادار تاکيد ميکرد، قالبهايي که به منزلهي پيش شرطِ ارتباط بين الاذهانياند؛ بنابراين، از ديدگاه وي، فهميدن متن نوعي بازسازي است؛ بازتوليدِ اظهارات و آثار معنادار ذهن ديگري که به زبان مفسر ترجمه ميشود. البته تغيير آگاهانه يا ناآگاهانهي پارهاي از افکار و موقعيتها، از موانع بازشناسي و بازتوليد است که بايد با آنها مقابله کرد. تاکيد بتي بر اين است که مفسر نبايد اثر را به لحاظ معنايي، مستقل از صاحب اثر بداند؛ زيرا هدف تفسير وصول به معناي اثر- از آن جهت که اثر است- نميباشد. [٢]
نکتهي جالب ديگر در نظريهي مزبور اين است که بايد جزء اثر را نسبت به کل آن ملاحظه کرد و در فرايند تفسير اين ملاحظه را به کار گرفت؛ يعني با نگاه سيستمي به تفسير متن و اثر اقدام کرد. آن گاه مفسر بايد به ترجمهي ذهنيتِ خالقِ اثر بپردازد، تا آن را به دنياي ذهني خود نزديک کند. [٣]
بتي از نقش پيشدانستهها و ذهنيت مفسر غافل نيست؛ لذا توصيه ميکند که مفسر بايد مراقب باشد تا ويژگيهاي فردي او بر فهم تحميل نشود. [٤]
١٢. اريک د. هرش [٥] متفکر آمريکايي و منتقد هرمنوتيک نسبيگرا و از مدافعان عينيگرايي هرمنوتيکي است که به صراحت بر معيار تشخيص فهم معتبر از نامعتبر تاکيد ميورزد و فهم عيني متن را ممکن ميشمارد. وي در دو کتاب خود اعتبار در تفسير و
[١] Introdution to philosophical Hermeneutics, p ١٢٦.
[٢] Contemporary hermenutics, PP ٣٢- ٦٠.
[٣] Ibid, P ٨٥.
[٤] Ibid, PP ٦٣- ٦٥- ٦٨.
[٥] Eric Hirsch.