گستره شريعت - خسروپناه، عبدالحسین - الصفحة ٤١ - روششناسي گسترهي شريعت
باشند يا بايد به روشهاي بيرون متون ديني (عقل، تجربه، تاريخ) تمسک جست؟ گروهي رويکرد نخست را برگزيدهاند؛ يعني در تعيين قلمرو دين از آيات و روايات بهره بردهاند؛ البته اين سخن بدان معنا نيست که به طور کلي در فهم آيات و روايات و نيز نظامسازي آنها از عقل بهره نميبرند، بلکه بين حکيمان و متکلمان و محدثان اسلامي در ميزان فراگير بودن عقل اختلاف نظر وجود دارد.
دستهي ديگر تنها روش بيرون متون ديني را در تعيين حوزهي شريعت پذيرفتهاند. به زعم طرفداران اين رويکرد، اصولاً تعيين بيرون متون ديني قلمرو دين است که فهم متون ديني را به ارمغان ميآورد و اگر در حل مسئلهي قلمرو دين به متون ديني مراجعه کنيم، گرفتار شبههي دور خواهيم شد؛ علاوه بر اين که سخن دين در تعيين قلمروِ خودش، دعوايي است که احتمال صدق و کذب دارد و نميتوان مدعا را به صرف ادعاي مدعي پذيرفت. به اين دو دليل نميتوان در پاسخ به چيستي قلمرو شريعت به سراغ متون ديني رفت. [١]
اين دو دليل به دلايل ذيل ناتماماند:
در باب نقصان دليل نخست به اجمال ميگوييم که گرويدن به دين و تحقق فهم ديني به طور هميشگي به تعيين قلمرو دين وابستگي ندارد؛ البته در مواردي تعيين گسترهي شريعت در فهم متون ديني موثر است، ولي در حوزهي مدلولهاي التزامي متون ديني، نه در مدلولهاي مطابقي؛ بنابراين، از اين که نصوص ديني، قلمرو بيرون ديني شريعت را مورد انتقاد قرار ميدهد و يا برخلاف انتظار ما حکايت دارد، خود دليل بر تاثير متون ديني بر قلمرو بيرون ديني شريعت است، نه برعکس.
اما در باب دليل دوم بايد گفت که اين نظريه مغالطهي آشکاري است ميان تعيين قلمرو دين و پذيرش دين. گرچه ادعاي اديان در باب گسترهي شريعت مشتمل بر صدق و کذب است، لکن در مقام تعيين قلمرو دين نيازي به صدق اين ادعا نداريم و تنها در مقام پذيرش دين به صدق و حقانيت ادعاي آن دين حاجتمنديم؛ زيرا دينداري يک رفتار و احساس انساني است و اعمال آدمي همگي از احساس و انديشهي معيني بر ميآيند. کساني که به دين روي ميآورند و به مقام پذيرش ميرسند، در واقع در خويش احساس نيازي کرده، تامين آن نياز و چارهي آن درد را در دين ميجويند؛ يعني يک
[١] ر. ک: کيان، ش ٢٣، ص ١٦.