گستره شريعت - خسروپناه، عبدالحسین - الصفحة ٢٥٠ - ٥-١-٦ انسانشناسي صدرالمتالهين شيرازي
کلامي، فلسفي و عرفاني متفکران پيش از اوست که با ابتکارات و انديشههاي نوي او سبک و سياق جديدي يافته است. سبک بحث علمي در حکمت متعاليه به اين صورت است که بعد از اثبات عقلاني و منطقي ديدگاههاي خود به آيات قرآني و احاديث استشهاد ميشود. صدرالمتالهين در کتاب اسرارالايات، [١] انسانشناسي و معرفت نفس را از مهمترين علوم دانسته و معتقد است که با شناخت نفس تمام اشيا و عالم آفرينش و عوالم روحاني و مجرد و، از همه مهمتر، خالق عالم شناخته خواهد شد. وي ميفرمايد: هر کس نفس خود را بشناسد، دشمن خود را که در آن پنهان است خواهد شناخت و با معرفت نفس، و به تبع آن، رهبري جهان بر انسان ميسر ميگردد. اينک به رويکردها و دستاوردهاي علمي انسانشناسي صدرالمتالهين به صورت مختصر اشاره ميکنيم:
١. در انسانشناسي ملاصدرا انسان موجودي دو بعدي است و در نهاد او دو بعد فرشتهخويي و شيطان صفتي و ويژگيهاي مثبت و منفي نهفته است. طبيعت مادي و شهوت انسان نمايندهي بعد شيطاني و شر، و روح او خواهان خير و برتري و فرشته خويي است و ملاک برتري انسان، حکومت عقل است. اگر انسان عقل را ملاک قرار دهد و بر خود حاکم سازد، به درجهي ملائکهي برتر نايل ميآيد و اگر به هوا و هوس گوش سپارد، مهمان شياطين و درندگان خواهد بود.
٢. در اصول کافي [٢] آمده است: ارواح انساني به حسب فطرتِ نخستين، در پاکي و ناپاکي، ضعف و قوه، کوري و زمينگيري، سلامتي و صحت؛ و نزديکي و دوري از خداوند مراتب گوناگوني دارند و مواد پستي که در برابر آنهاست به حسب خلقت در نرمي و درشتي از هم دورند و مزاج و ترکيبات آنان، در نزديکي و دوري از اعتدال حقيقي، با هم تفاوت دارند؛ پس خداوند تعالي در برابر هر روحي آنچه از مواد که مناسبت با آن دارد، مقدر و خلق نمود و از مجموع آنها استعدادهايي مناسب با برخي از علوم و ادراکات، بر خلاف برخي ديگر، موافق بعضي اعمال و حرفهها حاصل گشت، بر آن گونه که خداوند در عنايت نخستين و قضاي پيشين براي او مقدر فرموده بود... بدين سبب که خواستها و ارادهها مختلفاند دارند و شوقها و حرکات، دگرگوني و تغيير ميپذيرند؛ برخي از آنان به ميل خود گرايش به چيزي پيدا مينمايند که ديگري از آن
[١] ص ١٣١.
[٢] شرح اصول کافي، ص ١١٩- ١٣٠، و اصول کافي، ص ١٩٣.