گستره شريعت - خسروپناه، عبدالحسین - الصفحة ١٧٣ - ٢-١- ٥ ارکان اومانيسم
طرف و کمال نامحدود خداوند از طرف ديگر، صاحب حق ميشوند؛ يعني حق بندگان بر خداوند اين است که انسانها را هدايت کند تا به بيراهه کشانده نشوند و اين هدايتها به صورت تکاليف تجلّي و ظهور مييابد. خداوند سبحان در آيات گوناگون قرآن مجيد به اين مطالب اشاره کرده است:
و کانَ حقاً علينا نصْرُ المؤمنينَ [١]؛ و ياري مومنين، همواره حقي است بر عهدهي ما.
ما من دابّهٍ في الارض الا علي الله رزقها [٢]؛ هيچ جنبندهاي بر زمين نيست، مگر اين که روزي او برخداست.
لازم به ذکر است که متکلّمان اسلامي از اين وجوب به «وجوب عن الله در برابر وجوب علي الله» ياد ميکنند؛ يعني، لازمهي کمال نامحدود و ذاتي خداوند اين است که در راستاي هدايت و کمال انسانها اقدام نمايد و چنين نيست که ما انسانها چنين تکليفي را بر خداوند سبحان فرض نماييم.
و اما در رابطهي انسانها با يکديگر، هر صاحب تکليفي در واقع حقّي را براي طرف مقابل اثبات نموده است؛ براي مثال، وقتي آيه «اَوفوُا بِالعُقُودِ» وجوب و تکليف وفاي به عقد در معاملات را براي متعاقدين ثابت ميکند، به دنبال آن، حقوقي براي طرفين معامله نيز ثابت ميشود.
بنابراين، در هر حقي سه چيز متصوّر است: اولاً: من له الحقّ، که صاحب حق است؛ ثانياً، من عليه الحقّ، که مکلّف است؛ ثالثاً، متعلّق حق.
ب) دين از انسان، تفسيري چند بعدي ارائه ميکند؛ هم نگاه دنيوي به انسان دارد و هم نگاه اخروي، هم از منظر تکليف به او مينگرد و هم از منظر حق و چنين نيست که فقط انسانِ مکلف را معرّفِ بشريت بداند و از انسان محِق سخني به ميان نياورد.
ج) بحراني که در مسألهي حقوق طبيعي وجود دارد اين نکته است که آيا تاکنون با داوري عقل توانستهايم به مصاديق معين و مشترکي در باب حقوق طبيعي نايل آييم؟ نگاه معرفت شناسانه و درجهي دوم به نحلهها و ايدئولوژيهاي حقوقي و سياسي در عصر نوين اروپا به اين پرسش پاسخ منفي ميدهد.
[١] روم: ٤٧.
[٢] هود: ٦٠.