گستره شريعت - خسروپناه، عبدالحسین - الصفحة ٩٦ - ١-٤-١ دلايل رويکرد حداکثري
حضرت امام خميني، پرچمدار و احياگر دين حداکثري، در اين باره ميفرمايد:
اسلام و حکومت اسلامي پديدهي الهي است که با به کار بستن آن سعادت فرزندان خود را در دنيا و آخرت به بالاترين وجه تامين مي کند و قدرت آن را دارد که قلم سرخ بر ستمگريها، چپاول گريها و فساد و تجاوزها بکشد و انسان را به کمال مطلوب برساند. مکتبي است که، بر خلاف مکتبهاي غير توحيدي، در تمام شئون فردي و اجتماعي و مادي و معنوي و فرهنگي و سياسي و نظامي و اقتصادي دخالت و [بر آنها] نظارت دارد و از هيچ نکته، ولو بسيار ناچيز، که در تربيت انسان و جامعه و پيشرفت مادي و معنوي نقش دارد، فروگذار نکرده است. موانع و مشکلات سر راه تکامل را در اجتماع و فرد گوشزد نموده و به رفع آنها کوشيده است.[١]
اسلام همه چيز است. يکي از بدترين چيزي [چيزهايي] که اجانب در بين مردم و در بين خود ما القا کردند اين است که اسلام براي اين است که ما همان عبادت بکنيم؛ مثل مذهب حضرت مسيح (ع)..؛ اسلام را به صورت ديگر نشان دادند؛ و اين از کينههايي [است] که با نقشهها پياده شد و ما خودمان هم باور کرديم.. آخوند را به سياست چه؟ اين حرف، حرف استعمار است... اسلام همه چيز است، قرآن همه چيز است، انسان همه چيز است و بايد همهي احتياجاتش را قرآن تامين کند. [٢١]
قرآن کريم آمده است اين انسان را بسازد، همهي ابعاد انسان را ميسازد. يعني کليهي احتياجاتي که انسان دارد، چه احتياجاتي که شخص دارد و چيزهايي که مربوط به شخص است. روابط بين شخص و خالق تبارک و تعالي و مسائل توحيد، مسائل صفات حق تعالي، مسائل قيامت، اينها هست، مسائل سياسي و اجتماعي و قضيهي جنگ با کفار و اينها. قرآن پر است از اين آياتي که اين آيات مردم را وادار کرده است و پيامبر را مامور کرده است که جنگ کنند با کساني که متعدي هستند، با ظالمها جنگ بکنند.[٣]
و الله اسلام تمامش سياست است اسلام را بد معرفي کردهاند. سياست مُدُن از اسلام سرچشمه ميگيرد.[٤]
[١] امام خميني، صحيفهي نور، ج ٢١، ص ١٧٦.
[٢] همان، ج ٥، ص ١٦٧- ١٦٩.
[٣] همان، ج ٣، ص ١٢١-١٢٢.
[٤] همان، ج ١، ص ٦٥، نيز ر. ک: ج ٤، ص ١١٧؛ ج ٢، ص ١٦٣؛ ج ٩، ص ١٣٥؛ ج ١٨، ص ٦٧؛ ج ٢١،