گستره شريعت - خسروپناه، عبدالحسین - الصفحة ٧٣ - ٤-٢ معناداري اسما و صفات الهي
ثانياً، معناداري گزارههاي ديني واقعي است؛ يعني از واقعيتهاي خارجي حکايت دارند، همچنان که بازل ميچل، فيلسوف آکسفورد، بر آن باور است.[١]
ثالثاً، همهي گزارههاي ديني يا با روش تجربي و عقلي در اين عالم، و يا با روش تجربي در جهان آخرت اثباتپذيرند؛ همچنان که جان هيک به آن اعتراف ميکند. [٢]
رابعاً، گزارههاي اخلاقي و حقوقي نيز، هر چند جنبهي انشايي دارند و از سنخ فعل گفتارياند، در سعادت و نجات آدمي نقش دارند؛ يعني فعل اخلاقي نسبت به غايت دينداري رابطهي ضرورت منطقي دارد.
خامساً، گزارههاي ديني، علاوه بر واقعنمايي، واجد کارکردهايي در زندگي عملي انسانهاست.[٣]
٤-٢. معناداري اسما و صفات الهي
مسئلهي معناداري اسما و صفات الهي از دغدغههاي فکري متکلمان و عرفاي مسلمان بوده است. اسما و صفات مشترک ميان خدا و انسان، مانند عالم و سميع و متکلم و بصير، و صفات خبريه، مانند دست خدا، اشاعره و معتزله و شيعه را درگير ساخته است.
عدهاي منکر هر گونه شناخت نسبت به صفات خداوند شده و برخي راه تشبيه و تجسم را در پيش گرفتهاند. غزالي و فخر رازي و پارهاي از اشاعره، صفات مشترک ميان انسان و خدا را مشترک لفظي دانستهاند؛ ولي صدرالمتالهين به اشتراک معنوي آنها فتوا داده است؛ به هر حال، روش تنزيه، تشبيه، تاويل، و غيره، روشهايي هستند که به خاطر اين گونه مباحث، به فلسفه و علوم قرآن و کلام راه يافتند. [٤]
صدرالمتالهين بر اين باور است که چون نميتوان به کنه اشيا دست يافت، بنابراين الفاظ براي ذوات اشيا وضع نشدهاند، بلکه اولاً و بالذات وضع الفاظ براي معاني و صور ذهني است و به واسطهي آن صور ذهني بر موجود خارجي دلالت ميکند.[٥]
[١] عقل و اعتقاد ديني، ص ٢٦٥٤
[٢] کلام فلسفي، ص ٩٥، و فلسفه دين، ص ٢٤٨
[٣] کلام جديد، گفتار دهم.
[٤] رسائل فلسفي، رسالهي متشابهات قرآن، صص ٧٦- ٧٧
[٥] همان، ص ٣٢