گستره شريعت - خسروپناه، عبدالحسین - الصفحة ٤١٦ - ٣ تعليم، تزکيه و حکمت
مي يابند؛ به عبارت ديگر، کنترل بايدها و هست ها را مقايسه مي کند؛ به همين دليل از آغاز تا پايان برنامه به کنترل نيازمنديم.
تعريف کنترل: کنترل عبارت است از توجه به نتايج کار و مقايسهي فعاليت هاي انجام شده با برنامه ها و اعمال اصلاحات مقتضي در مواردي که از انتظارات انحراف صورت گرفته است. [١]؛ به عبارت ديگر، کنترل تلاش منظمي است در جهت رسيدن به اهداف استاندارد، طراحي سيستم بازخورد اطلاعات، مقايسهي اجزاي واقعي با استانداردهاي از پيش تعيين شده و سرانجام، تعيين انحرافات احتمالي و سنجش ارزش آنها بر روند اجرايي کار. [٢]
مراحل کنترل [٣]: فرايند کنترل، دست کم داراي چهار مرحله است:
مرحله ي اول: تعيين ضابطه و معيار براي کنترل، اعم از استانداردهاي کمي، هم چون: استانداردهاي هزينه اي، سرمايه اي و برنامه اي، و استانداردهاي کيفي، مانند مطلوبيت توليد. البته استانداردها و ضوابط و معيارها بايد بر اساس برنامه ريزي از پيش تعيين شده، تدوين گرند.
مرحلهي دوم: مقايسه و سنجش نتايج عمليات با هدف ها و استانداردها. در اين مرحلهي براي مقايسه و سنجش بايد و هست از روش هاي نمونه گيري، استقرار، مشاهدهي کارکنان در زمان انجام آن، پيش گويي و روش گزارشات کتبي و شفاهي استفاده مي شود.
مرحله ي سوم: تشخيص انحرافات و تحليل علل آنها.
مرحله ي چهارم: اقدامات اصلاحي
انواع کنترل [٤]: کنترل ممکن است به شکل هاي گوناگون اعمال گردد؛ گاه کنترل قبل از پايان عمليات صورت مي گيرد و اقدمات اصلاحي اعمال مي گردد، گاهي کنترل و آزمايش پس از انجام هر مرحله اي تحقق مي يابد و گاهي پس از اتمام عمليات، به بررسي
[١] مديريت رفتار سازماني، ص ١٥
[٢] اصول مديريت، ص ٢٣٨
[٣] ر. ک: اصول مديريت، صص ٢٣٩- ٢٤٢
[٤] همان، ص ٢٤٤