گستره شريعت - خسروپناه، عبدالحسین - الصفحة ٣١٤ - ٣-٢-٣ عدالت اجتماعي
را تامين کند؛ زيرا همان طور که يک فرد نميتواند تمام حاجتهاي خود را برطرف کند و در تمام امور از ساير انسانها بينياز باشد، در دنياي کنوني تحقق جامعهي بينياز از جوامع ديگر ممکن نيست و حتي گاهي از نظر سياستگذاري اقتصادي و براي صرفهجويي لازم است برخي از نيازمنديها از طريق جوامع ديگر رفع گردد. ولي داد و ستد بازرگاني و ايجاد روابط اقتصادي با ساير جوامع، غير از پذيرش ذلت و خواري و اسارت و استعمار و استثمار ديگر جوامع است. آيهي شريفهي وَ لَن يجْعَلَ اللهُ لِلْکَافِرِينَ عَلَي الْمُومِنِينَ سَبِيلاً در مقام بيان نفي هر گونه سلطهي کافران بر مسلمانان است؛ و اخبار در مقام انشا ميباشد؛ يعني مسلمانان بايد به گونهاي عمل کنند که تمام راههاي سلطهي کفار، از جمله سلطهي اقتصادي را سد نمايند و بر آگاهان به زمان پوشيده نيست که در روزگار کنوني وابستگي اقتصادي منشا وابستگي سياسي، نظامي و ... ميشود و تسلط اقتصادي کافران منشا تسلط آنها از جهتهاي ديگر سياسي، نظامي و .. است
٣-٢-٣. عدالت اجتماعي
عدالت در حوزههاي مختلف معرفتي، همچون کلام، اخلاق و اجتماع مورد بحث قرار ميگيرد. عدالت در حوزهي کلام، صفت فعليهي الهي به شمار ميآيد، توضيح مطلب اين است که، صفات خداوند به دو دستهي ذاتيه و فعليه تقسيم ميشوند، صفات ذاتيه بدون در نظر گرفتن افعال الهي انتزاع ميشوند؛ مانند علم، قدرت و حيات، و صفات فعليه با عنايت به افعال الهي به خداوند نسبت داده ميشوند؛ مانند خالق، رازق و .. ؛ و عدل الهي از اين سنخ است و به معناي اعطاي کمالات به موجودات به حسب استعدادها و قواي آنها ميباشد و عدالت در محکمهي عدل، به معناي داوري عادلانه و دادن کيفر و پاداش عادلانه است. متدينان و عالمان ديني در گزارهي «خداوند عادل است» هيچ اختلافي ندارند، ولي وقتي سخن از حسن عدالت و قبح ظلم به ميان ميآيد، بحث حسن و قبح ذاتي و عقلي، که معرکهي آراي فرقههاي عدليه (معتزله و شيعه) و غير عدليه (اشاعره) است، مطرح ميگردد. عدليه بر آناند که حسن و قبح افعال، ذاتي آنهاست و اشاعره بر خلاف آنها معتقدند که خداوند سبحان حسن و قبح را به افعال ميبخشد و حسن و قبح ذاتي افعال نيستند. عدليه در باب معيار شناخت حسن و قبح، شناخت حسن و قبحهاي کلي را به عقل منتسب ميکنند، ولي اشاعره در اين باره نيز فقط پاي شرع را به ميان ميآورند.