گستره شريعت - خسروپناه، عبدالحسین - الصفحة ٣١٠ - اهداف سلبي
زهد را به معناي بيتوجهي به امکانات مادي بدانيم، طبعاً يکي از موانع توسعهي اقتصادي رشد اجتماعي خواهد بود؛ ولي اگر آن را به غفلت نکردن از خدا معنا کنيم، نه تنها مانع گردش چرخهاي اقتصادي نميشود، که يکي از عوامل رشد و توسعهي اجتماعي نيز خواهد بود در ضمن به اين نکته نيز بايد توجه داشت که غفلت از قناعت و صرفهجويي در مصرف از منابع طبيعي آفات فراواني دارد که امروزه دامنگير جوامع شده است.
اسراف و تبذير از مصاديق کفران و ناسپاسي نسبت به نعمتهاي الهي به شمار ميآيند. خصوصاً اسراف که از عوامل پيدايش فقر نيز محسوب ميشود. اسلام در مقابل افراط و تفريط و اسراف و سختگيريهاي بيمورد، اعتدال و ميانهروي در توليد، توزيع و مصرف را توصيه کرده و حتي از زيادهروي در انفاق نهي کرده است.
خداوند سبحان در اين باره ميفرمايد: کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لاَ تُسْرِفُوا اِنَّهُ لاَ يحِبُّ الْمُسْرِفِينَ [١]؛ بخوريد و بياشاميد و(لي) زيادهروي مکنيد که او اسرافکاران را دوست نميدارد. وَ اَنَّ الْمُسْرِفِينَ هُمْ اَصْحَابُ النَّارِ [٢]؛ و افراط گران همدمان آتشاند. وَلاَ تُبَذِّر تَبْذِيراً، اِنَّ الْمُبَذِّرِينَ کَانُوا اِخْوَانَ الشَّياطِينِ [٣]؛ و ولخرجي و اسراف مکن، چرا که اسرافکاران برادران شيطانهايند. وَ الَّذِينَ اِذَا اَنْفَقُوا لَمْ يسْرِفُوا وَ لَمْ يقْتُرُوا وَ کانَ بَينَ ذلِکَ قَوَاماً [٤]؛ و کسانياند که چون انفاق کنند، نه ولخرجي ميکنند و نه تنگ ميگيرند و ميان اين دو روش حد وسط را برميگزينند.
تاريخ ژاپن و اروپا نشان ميدهد که زهد و قناعت دو عامل مهم در تسريع رشد و توسعهي اقتصادي مردم ژاپن و مسيحيان بوده است؛ زيرا پروتستانها بازگشت به اخلاق و ارزشهاي مسيحيت، از جمله زهد و قناعت و کممصرفي را مورد تاکيد قرار دادند.
[١] اعراف: ٣١
[٢] مومن: ٤٣
[٣] اسراء: ٢٧-٢٦
[٤] فرقان: ٦٧