گستره شريعت - خسروپناه، عبدالحسین - الصفحة ٢٩٩ - ١ تعريف اقتصاد
گفتار سوم
گسترهي شريعت در عرصهي اقتصاد
١. تعريف اقتصاد
اقتصاد در لغت به معناي ميانهروي و پرهيز از افراط و تفريط در هر فعاليتي است. آيهي شريفهي واْقصدْ في مَشْيکَ نيز به همين معنا به کار رفته است. اما اقتصاد در اصطلاح تعاريف گوناگوني دارد: ارسطو علم اقتصاد را علم تدبير منزل و يکي از اقسام حکمت عملي معرفي نموده است. آدام اسميت اقتصاد را علم بررسي ماهيت و علل ثروت ملل ميداند. برخي گفتهاند: اقتصاد، علمي است که موضوع آن بررسي روشهاي تخصيص منابع و عوامل محدود (زمين- کار- سرمايه) براي توليد منابع و محصولات، به منظور ارضاي نيازمنديها، همچنين ترتيب توزيع و مصرف آنها است؛ و نيز گفته شده است که اقتصاد «علم انتخاب» و «علم ادارهي منابع کم ياب»، «علم ثروت» و يا علمي است که موضوع آن مطالعه در چگونگي تشکيل، توزيع و مصرف ثروتها و نيز بررسي کردارهاي انسان در جريان عادي زندگي، يعني کسب درآمد و تمتع از آن براي ترتيب دادن زندگي است؛ همچنين براي برخي، موضوع اقتصاد، جستوجو و کشف قوانين حاکم بر اشتغال کامل در سطح جامعه و براي برخي ديگر، جستوجو و کشف قوانين حاکم بر تحول جامعهها در جهت جامعهي اشتراکي است.[١]
با عبارات فوق روشن ميشود که انديشمندان و اقتصاددانان تعاريف متفاوتي براي اقتصاد ارائه کردهاند که برخي بيشتر به جنبههاي علمي اقتصاد توجه داشت و در صدد جستوجو و کشف قوانين طبيعي توليد محصولات، تشکيل سرمايه و توزيع ثروت
[١] محمود منتظر ظهور، اقتصاد خرد و کلان، ص ٣٧