گستره شريعت - خسروپناه، عبدالحسین - الصفحة ٢٩٣ - ٣ تفاوت علوم انساني و طبيعي
تاثير نيستند و همين امر سبب شده است که جامعهشناس انگليس با جامعهشناسي روس، و روانشناسي آمريکا با روانشناسي ايران متفاوت باشند. [١]
شايان ذکر است که علوم انساني تنها به رفتارها و کردارهاي اختياري انسان بسنده نميکند، رفتارهاي غير اختياري انسان همچون: غرايز، خواب، ادراک، هوش و حافظه در روانشناسي؛ منابع توليد و مبناي ارزشي پولي در اقتصاد، و عواقب ناخواستهي اجتماعي در جامعهشناسي را نيز مورد مطالعه قرار ميدهد.
٢. تفاوت ديگر علوم انساني با علوم طبيعي، هدفدار بودن رفتارهاي اختياري بشر است؛ زيرا انسان موجودي متفکر، هدفمند و با انگيزه است و همين امر به پارهاي از افعال او معنا ميبخشد. اين نظر را به پيترويچ نسبت دادهاند و معناداري در رفتار انسانها و بيمعنايي در رفتار جمادات را منشا تفاوت علوم انساني و طبيعي دانستهاند،[٢] بر خلاف اين نظريه، رفتارگرايان افراطي، همچون واتسون رفتار انسان را، همانند رفتار جمادات، بيمعنا ميخوانند؛ البته اگر با نگاه قرآني به طبيعت بنگريم، رفتار جمادات نيز معنادار و هدفمندند؛ زيرا جملگي تسبيح گويان حق و ذاکران الهياند. عارفان وارسته نيز از اين حقيقت پرده برداشته و گفتهاند:
جملهي ذرات عالم در نهان *** با تو ميگويند روزان و شبان
ما سميعيم و بصيريم و خوشيم *** با شما نامحرمان ما خامشيم
چون شما سوي جمادي ميرويد *** محرم جان جمادان چون شويد
از جمادي عالم جانها رويد *** غلغل اجزاي عالم بشنويد
فاش تسبيح جمادات آيدت *** وسوسهي تاويلها؟ فر بايدت
[٣]٣. برخي تفاوت علوم انساني و طبيعي را در دخالت و عدم دخالت ايدئولوژي و جهانبيني و شخصيتِ عالِم در پيدايش آن علوم دانستهاند؛ به اين بيان که در هنگام مطالعهي جمادات و موجودات طبيعي، همچون: زمين، آسمان، آب، گاز، خاک، اتم، الکترون، ماده و انرژي ... بين دانشمندان و آن عناصر کمترين همدردي و قرابت روحي و
[١] دفتر همکاري حوزه و دانشگاه، مباني اقتصاد اسلامي، ص ١٣- ١٤
[٢] همان، ص ١٤- ١٥
[٣] مثنوي دفتر ٣، ابيات ١٠١٩- ١٠٢٢