گستره شريعت - خسروپناه، عبدالحسین - الصفحة ٢٨١ - ١ ستمگري و ناداني
پس خداوند پيامبران را نويدآور و بيمدهنده برانگيخت. أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيکُمْ يا بَنِي آدَمَ أَن لاَّ تَعْبُدُوا الشَّيطَانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌ مُّبِينُ، وَ أَنِ اعْبُدُونِي هذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ [١]؛ اي فرزندان آدم، مگر با شما عهد نکرده بودم که شيطان را مپرستيد، زيرا وي دشمن آشکار شماست؟، و اين که مرا بپرستيد، اين است راه راست؟ انا هديناه السبيل اما شاکراً و اما کفورا [٢]؛ ما راه را به او نشان داديم، خواه شاکر باشد و پذيرا گردد يا ناسپاس.
مراد از اختيار انسان اين است که انسان داراي گزينشهاي دروني مختلفي است که ميتواند با ارادهي خود يکي را بر ديگري ترجيح دهد و در نهايت برگزيند؛ لذا در آياتي آمده است: وَ قُلِ الْحَقُّ مِن رَبِّکُمْ فَمَن شَاءَ فَلْيوْمِن وَ مَن شَاءَ فَلْيکُفُرْ [٣]؛ و بگو: حق از پروردگارتان (رسيده ) است؛ پس هر که بخواهد بگرود و هر که بخواهد انکار کند. لِيهْلِکَ مَنْ هَلَکَ عَن بَينَهٍ وَ يحْيي مَنْ حَي عَنْ بَينَهٍ [٤]؛ ... تا کسي که (بايد) هلاک شود، با دليل روشن هلاک گردد، و کسي که (بايد) زنده شود، با دليل واضحي زنده بماند.
٢-٣-١-٢-٦. آياتي در نکوهش انسان
در برابر آيات ستايشگر، آيات ديگري در قرآن وجود دارند که انسان را نکوهش ميکنند که بالطبع اين دسته از آيات به بُعد طبيعي و حيواني و سفلي او ارتباط دارد. در اين جا به آياتي در اين باب اشاره ميکنيم:
١. ستمگري و ناداني
إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَهَ عَلَي السَّماوَاتِ وَ الْاَرْضِ وَ الْجِبَالِ فَأَبَينَ اَن يحْمِلْنَهَا وَ أَشْفَقْنَ مِنْهَا وَ حَمَلَهَا الْإِنْسَانُ إِنَّهُ کَانَ ظَلُوماً جَهُولاً [٥]؛ ما امانت (الهي و بار تکليف) را بر آسمانها و زمين و کوهها عرضه کرديم، پس، از برداشتن آن سرباز زدند و از آن هراسناک شدند؛ و (لي) انسان آن را برداشت، راستي او ستمگري نادان بود.[١] يس: ٦٠-٦١
[٢] دهر: ٣
[٣] کهف: ٢٩
[٤] انفال: ٤٢
[٥] احزاب: ٧٢