گستره شريعت - خسروپناه، عبدالحسین - الصفحة ٢٦١ - ج) خاک
دو آيهي اخير ترتيب خلقت انسان از خاک و سپس از نطفه را بيان ميکند. لَمْ أَکُن لاَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِن صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ [٢]؛ من آن نيستم که براي بشري که او را از گل خشک، از گلي سياه و بدبو آفريدهاي سجده کنم. إِنِّي خَالِقٌ بَشَراً مِّن صَلْصَالٍ مِّن حَمَإٍ مَّسْنُونٍ [٣]؛ من بشري را از گلي خشک، از گلي سياه و بدبو، خواهم آفريد. خَلَقَ الْإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ کَالْفَخَّارِ [٤]؛ انسان را از گل خشکيدهي سفال مانندي آفريد.
اين دسته از آيات را ميتوان بدينگونه جمع کرد که خاک با افزايش آب، گل ميشود و با کم شدن و کاستن آب به صلصال بدل ميگردد و بعد به صورت گل و لاي درميآيد که از آن به حمأ تعبير ميشود، و مسنون نيز به معناي بدبوست. آن گاه چسبنده ميشود و به صورت طين لازب درميآيد. اما در مقام جمع دو دسته آياتي که خلقت انسان را از نطفه و خاک معرفي ميکنند، بايد دقت کرد که انسان نخستين از تراب (خاک) يا طين (گل) خلق شده است، ولي انسانهاي بعدي از نطفه آفريده شدهاند؛ و از آن رو که انسانهاي مراحل بعد از نسل انسان اولي هستند، گاه آنها را به لحاظ منشا بعيد به خاک انتساب ميدهند؛ لذا فرموده است: فَإِنَّا خَلَقْنَاکُم مِن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَهٍ [٥]؛ البته در مورد اين آيات دو تفسير ارائه شده است:
١. آفرينش هر انساني به اين گونه است که خاک به مواد غذايي و مواد غذايي به نطفه بدل ميشود؛ پس مبدأ پيدايش انسان خاک و آن گاه نطفه است؛
٢. از آن رو که انسانها از نسل حضرت آدماند و آدم نيز از خاک آفريده شده است، ميتوان مبدا دور پيدايش هر انسان را خاک دانست. شايد آيات زير تفسير دوم را بيشتر تقويت نمايند:
[١] غافر: ٦٧
[٢] حجر: ٣٣
[٣] حجر: ٢٨
[٤] الرحمن: ١٤
[٥] حج: ٥