گستره شريعت - خسروپناه، عبدالحسین - الصفحة ١٩٣ - پيوند دين و دنيا
پيدايش هنجارها و ارزشها و در کشف اهداف متوسط و نهايي افعال آدمي و نيز در راهکارهاي عملي براي رسيدن انسان به اهداف موثر است. پارهاي از نويسندگان اين تفکر را نپذيرفته، و به نقد آن پرداختهاند.
عادل ظاهر، يکي از نويسندگان معاصر عرب، در کتاب الاسس الفلسفه للعلمانيه چنين ادعا ميکند: اگر قدرت و استعداد انسان نسبت به شناخت ارزشها و نيز شناختن خداوند پذيرفته گردد، در آن صورت نميتوان جامعهي اسلامي را بر اساس تعاليم و ارزشهاي اسلامي بنا نهاد؛ و اگر نتيجهي فوق مقبول افتد، بايد از استقلال آدمي در شناخت معيارها، و وظيفهي او در تشخيص ارزشها دست شست،که در آن صورت نميتوان خير مطلق بودن خداوند و حسن همهي افعالش را شناخت. [١]
اين اشکال ناتمام است؛ زيرا اولاً، شناخت انسان نسبت به کليات، از جمله حسن همهي افعال الهي، دليل بر توانايي او در شناخت حسن و قبح تکتک مصاديق افعال نيست؛ ثانياً، اگر توان انسان را در شناخت حسن و قبح تمام افعال بپذيريم، اين امر مستلزم قدرت او در شناخت راه وصول به آنها نيست؛ ثالثاً، شناختهاي قطعي انسان به عنوان دليل منفصل، ميتوانند مويد، مقيد و مخصِّص نصوص شريعت باشند و عقل و شرع و حجت ظاهر و باطن به مدد هم در سعادت دنيا و آخرت انسان بکوشند.
[١] عادل ظاهر، الاسس الفلسفيه للعلمانيه، صص ٢٢-٢٣.