گستره شريعت - خسروپناه، عبدالحسین - الصفحة ١٥٥ - ٣ ويژگي سکولاريسم
در عملکردِ نظام اجتماعي به حاشيه رانده ميشود و کارکردهاي اساسي در جامعه با خارج شدن از زير نفوذ و نظارت عواملي که اختصاصاً به امر ماوراي طبيعي عنايت دارند، عقلاني ميگردد. [١]
در معناي متعارف، دنياگرايي، دين را از جامعهي نوين بيرون نميداند، بلکه مذهبي را پر و بال ميدهد که کارکردهاي عمدهاي براي سراسر جامعه ندارد. رابطهي نزديک ميان جوامع دنيوي و برخي از انواع اعتقادات مذهبي- فرقهاي، از گرايش به جداسازي عميقترين انگيزشها و والاترين ارزشهاي فردي از حوزههاي کنش سياسي و اقتصادي سرچشمه ميگيرد. [٢]
خلاصهي سخن آن که رواج سکولاريزاسيون، به تمايز نهادهاي اجتماعي و فعاليت تشکيلات انساني در حوزههاي اقتصاد، اخلاق، آموزش و پرورش و غيره از مفروضات ديني و پيشفرضهاي ماوراي طبيعي انجاميد و به جداسازي دين و دنيا شناخته شد و دين تنها به نهادهاي خصوصي و فردي، يعني فقط ارتباط انسان با ماوراي طبيعت اختصاص يافت.
٣. ويژگي سکولاريسم
برخي از نويسندگان ويژگيهاي سکولاريسم را بدين شرح بيان ميکنند:
«سکولاريسم، نظامي عقلاني است که روابط بين افراد، گروهها و موسسات را با دولت بر اساس مبادي و قوانين عمومي، که متضمّن تساوي افراد جامعه در قبال آن است، تنظيم ميکند و مهمترين شاخصههاي آن عبارتاند از:
١. جدايي دين از دولت؛
٢. طرد قومگرايي و طايفهگري سياسي؛
٣. برقراري مساوات بين افراد ملت، عليرغم اختلاف ديني محاکم مدني عمومي؛
٤. تساوي بين زن و مرد در قانون و احوال شخصي و اين که فرد بر اساس قوانين ديني يا مدني يا هر دو ميتواند ازدواج کند؛
[١] فرهنگ و دين، ص ١٢٩.
[٢] جامعهشناسي دين، ص ٣١٤.